اخلاق خوب زمامداران رمز سعادت جامعه
تُلَیِّنُ جانِبَکَ وَ تُطَیِّبُ کَلامَکَ وَ تَلْقی اَخاکَ بِبَشْرٍ حَسَنٍ.
حسن خلق آن است که برخوردت را نرم و سخنت را پاکیزه و برادرت را با خوش رویی دیدار کنی.
ادامه مطلب
اقوام روزگار به اخلاق زنده اند
تعامل اخلاق و سیاست از جمله مباحثی است که همواره در طول تاریخ ذهن صاحب نظران و اندیشمندان متفاوتی را به خود معطوف کرده است؛ به گونه ای که گروهی(نظریه پردازان غربی) اخلاق و سیاست را دو حوزه کاملا جدا و منفک از هم می دانند و از طرفی در نظام اخلاقی اسلام، که آراء و اندیشه های حضرت امام خمینی(ره) نیز منبعث از همین مکتب است اعتقاد بر این است که اخلاق و سیاست جمع پذیر بوده و یک رابطه این همانی بین این دو برقرار است و بر این اساس شکل گیری سیاست اخلاقی امری کاملا ممکن به نظر می رسد.

از نظر اسلام، محبت بيشترين نقش را در ساماندهي جامعة آرماني انساني دارد. رواياتي كه در مورد محبت از ائمة هديعليهالسلام وارد شده است، به روشني اثبات ميكند كه جامعة مطلوب اسلامي، جامعهاي است كه براساس محبت مردم نسبت به يكديگر شكل گيرد. محبت مؤثرترين عامل پرورش انسانهاي شايسته، و كارآمدترين ابزار پيشبرد اهداف فردي، اجتماعي و مادي و معنوي است. محبت به قدري شيرين و لذتبخش است كه با كمك آن ميتوان همة تلخيهاي زندگي و بسياري از ضعفها و نابسامانيها و مشكلات كوچك و بزرگ فردي و اجتماعي را جبران كرد. در حديثي حضرت سليمانعليهالسلام ميفرمايد: «هيچ چيز مانند محبت شيرين نيست».از ديدگاه رسول گرامي اسلامصلياللهعليهوآله وقتي دوستي برقرار شود، مشكلات و كمبودها به آساني قابل تحمل است. آن حضرت در اين باره با كنايه ميفرمايد: «هيچ مجلسي براي نشستن دو دوست، تنگ نيست».عنصر محبت، آنقدر براي تحقق برنامههاي ديني و هدايت انسانها مؤثر دانسته شده است كه امام باقرعليهالسلام دين اسلام را چيزي جز محبت نميداند. خداوند متعال در سورة روم، مهر و محبت را از آثار قدرت و نعمتهاي بزرگ برشمرده و ميفرمايد: «يكي از نشانههاي خداوند اين است كه براي شما از جنس خودتان همسراني آفريد تا با آنان انس بگيريد و در ميانتان محبت و مهرباني برقرار كرد و هر آينه در اين كار براي مردمي كه بينديشند نشانهها و عبرتهايي وجود دارد».( روم: 21)
خلاصه کتاب فکرتان را عوض کنید تا زندگی تان تغییر کند به شما نشان می دهد که چگونه منابع درونی حیرت انگیز خود را کشف کنید و به منابع شگفت انگیز درون خود دستیابی پیدا کنید تا به هر هدفی که برای خود در نظر گرفته اید، برسید.
مطمئناً وقتی با به کار گرفتن مفاهیم و نقطه نظرهای مطرح شده در کتاب به نتایج جدید و بهتر می رسید، در بهت و حیرت فرو می روید.
اینها همان مفاهیمی هستند که موفق های دنیا و میلیونرهای خودساخته و رهبران تمامی فعالیت های اقتصادی از آن بهره برده اند.
در این کتاب با برنامه قدم به قدمی برای رسیدن به موفقیت رو به رو می گردید. این راهکار رسیدن به موفقیت به قدری منطقی و جلب توجه کننده است که می تواند تحولی در عملکرد شخصی اشخاص ایجاد کند.
تا روزی که قرار است فکر کنید چرا بزرگ نیندیشید و به نتایج عظیم نرسید؟ برایان در دنیای نویسندگی و سخنوری می درخشد. او اندیشه های بزرگ در سر داشته و به نتایج حیرت انگیز رسیده است. هم خود او و هم هزاران نفر از مردم دیگر از این نتایج برخوردار شده اند.
اندیشه های برایان در این کتاب به شما الهام می دهد که به نتایج او و نتایج بهتر از آن برسید.
برای یک ماجرای بزرگ و یک اکتشاف کم نظیر آماده شوید. قرار است به آخرین مرز بزرگ یعنی دنیای ذهنتان برسید. قرار است تجربه ای اعجاب برانگیز داشته باشید.
حسن ظن وخوش بینی نسبت به مردم
خداوند متعال از مردم خواسته وبرزبان اولیائش جاری کرده که گمان نیک دیگران درحق خود رابپذیرند، خود بدین امر سزاوارتر است بلکه از این نیز بالاتر از روایات چنین برمی آید که حق تعالی حسن ظن به هر چیزی را (نه فقط خداوند ) پذیرفته وکارها را بروفق گمان نیک وی پیش می برد.
گویا چنین گمان نیکی از مصادیق حسن ظن به الله است.زیرا با فرض اینکه همه خیرها از ناحیه اقدس خداوند است سرانجام گمان خیر در حق یک شخص به این است که حق تعالی آن خیر را دراو به ودیعت نهاده است.
امیر مومنان (ع) فرمود:هرکس گمان خیری نسبت به تو داشت گمانش را تصدیق نموده آنطور که درباره ات گمان داشته با او رفتار کن.
أیما اثنَین جَرى بینهما کلام فطلب أحدهما رضَـى الاخر کانَ سابقة الىَ الجنّة
هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.
(محجه البیصاء ج 4،ص 228)
درخصوص تعریف اخلاق باید گفت:
1.گاهی از اخلاق نیروی وجدان منظور می شود مثلا کسی می گوید این کار اخلاقا درست نبود؛
در اینجا مراد نیروی اخلاقی است ، نیروی اخلاق نیرویی است که شما را به کارهای نیک وادار می کند واز کارهای بد بیزارتان می سازد
2.گاهی مراد از اخلاق علم اخلاق است علم اخلاق را اینطور تعریف کرده اند که :
علم اخلاق دانستن و به کار بستن ادب(ارزش های مربوط نه رسم و عادات) هر مقام و جایگاهی است (1)
یا علم اخلاق علمی است که دستور العمل های کلی برای زیستن مقدس،متعالی و ارزشمند را مورد بحث قرار می دهد (2)
خب حالا اگر می گوییم این کار اخلاقی نیست یا این کار یک فضیلت اخلاقی است منظورمان از چه نظر است از نظر وجدان اخلاقی یا علم اخلاق؟
غالبا منظورمان وجدان اخلاقی است پس اخلاق را اینطور تعریف می کنم :
شناخت وظيفه، پايه انجام وظيفه است.
انسانها در جامعه نسبت به يكديگر «وظايف متقابل » دارند و به تعبيرى ديگر، بر عهده خويش نسبت به افراد ديگر «حقوق متقابل »دارند. شناخت اين حقوق و انجام آنها و مراعات دو جانبه، ضامن تصحيح روابط و سالم سازى معاشرتها و زدودن كدورتها و كاهش اختلافها و گله منديهاست.
در جامعه انسانى، جز با «مراعات » ديگران و حقوقشان، وضع رفتارى سامان نمى پذيرد. مثلا پدر و مادر نسبت به فرزندان و به عكس، وظايفى دارند. زن در برابر شوهر و شوهر در برابر زن،تعهداتى دارد. فرمانده و سرباز، سبت به هم حقوق و وظايفى دارند.دو شريك با يكديگر، كارفرما و كارگر، رئيس و مرئوس، معلم وشاگرد، همسايه با همسايه، مشاور و مشورت خواه، خويشاوندان وارحام نسبت به هم، برادران و خواهران دينى نسبت به يكديگر،مسلمان با مسلمان و ... نمونه هاى ديگرى از ارتباطهاى اجتماعى، هركدام نسبت به هم محدوده و مجموعه اى از تكاليف را دارند كه در آيين اسلام، به انجام آنها توصيه شده است.