تاريخ : چهارشنبه 7 اسفند1387 | 9:51 AM | نویسنده : مهدی سوری
باردیگر در آستانه بیست و هشتم صفر هستیم ؛ روزی که پیامبر اسلام (ص) پس از عمری مجاهدت به جوار رحمت حق شتافت . آن بزرگوار ، نه فقط برای ما مسلمانان، که برای همه جان های پاک ، حقیقت و الگویی ماندگار است . حقیقتی که هر روز باید بازخوانی شود و الگویی که هیچ گاه نباید فراموش گردد.

1- آنچه که یگانه تاریخ با گفتار و کردار خود به همه انسانها آموخت و در یک کلام مکتب زندگی و دین اسلام نامیده می شود را در یک گروه بندی مشهور به سه نوع تقسیم کرده اند : عقاید ، احکام عملی ( فقه ، که دربردارنده دستورهای عبادی و نیز مقررات زندگی جمعی است) و بالاخره اخلاق .

2- در مغالطه ای آشکار و بدآموزی ناشیانه ای تلاش شده است تا اخلاق را کم اهمیت ترین بخش دین معرفی کنند؛ یعنی بخشی که دارای الزام و ضمانت اجرا نیست و حداکثر مورد نیاز کسانی است که در اثر بیکاری! و نداشتن دغدغه های مهمتر! ، می خواهند آدم های بهتری شوند . در این فریب تاریخی اخلاق جنبه تزئینی و تشریفاتی دارد . البته احتمالاً و ظاهراً !!

3- اما چنین برداشتی از اخلاق با آنچه شخص پیامبر (ص) به صراحت ابراز کرده اند ، مغایرت دارد . نه اینکه بایدها و نبایدهای فقهی و عقیدتی مهم نیست ، اما اگر قرار باشد در میان نوع آموزه های نبوی ، یکی ( و فقط یکی ) را بعنوان هدف بعثت انتخاب کنیم، آنچه ایشان خود انتخاب کرده و می کند ، همان « اخلاق » است. مگر نه آنکه بارها فرمود: « انمّا بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق » ؟ به واژه « انمّا » که از نظر ادبی مفید حصر است دقت کنید : « فقط برای تتمیمم مکارم اخلاق برانگیخته شدم . » !

4- اینک جای این پرسش است که چرا و چگونه پیامبر ما اخلاق را محور اصلی رسالت خود معرفی می کند ؟ پاسخ روشن است . زیرا عقیده صحیح و عمل صالح بدون اخلاق حسنه نه حاصل شدنی است و نه بر فرض حصول ، باقی ماندنی.

تاریخ به تکرار ثابت کرده است که افرادی به ظاهر مومن و عامل چه زود در اثر رذایل اخلاقی همه چیز خود را از دست داده اند . حرص، طمع، حسادت و تکبر از رایج ترین نمونه های تاریخی است که موجب شده است کسانی در برابر حق بایستند ؛ چه در زمان خود پیامبر که به تعبیر قرآن حسادت، خودبزرگ بینی ، و تکبر مانع ایمان کسانی شد که او وحقانیتش را چون فرزند خود می شناختند ، و چه در داستان تاسف بار پس از او که غصب حق و نادیده گرفتن شایستگی ها و نیز نقض بیعت و شمشیر کشیدن ها دلیلی جز همین پستی های اخلاقی نداشت. اصلاً مگر ابلیس را چیزی جز همین کاستی ها کافر ساخت؟! ( استکبر و کان من الکافرینِ )

5- برخلاف پندار برخی خودی ها و شیطنت غیر خودی ها ، از نظر قرآن آنچه سایه اسلام را در سراسر جهان گسترده ساخت تنها اخلاق نیکوی محمدی بود. نه اینکه شمشیر علی یا ثروت خدیجه موثر نبوده است اما آن قدرت و این پول هم بر بستر اخلاق مفید واقع شدند؛ وگرنه به تصریح قرآن جذب انسانها ومحبت آفرینی با زور و پول ناشدنی است. راه رسیدن به اهداف دین و حکومت دینی تنها و تنها از طریق بسط ارزش های اخلاقی می گذرد و البته نشانه موفقیت در آن ترویج باورها درست و رفتارهای شایسته است.

6- آنچه یتیم تنهای مدینه را بر جهانی پر از زور و زر و تزویر چیره ساخت و موجب صدور پیام انقلاب او به دورترین های آن روزگار شد، صداقت و راستگویی او بود، نصیحت و خیر خواهی او بود، وفای به عهد و دوری از پیمان شکنی او، حتی با کفار لجوج آن دوران بود. این بود که همانند ضعیف ترین مردمان زندگی می کرد و از هیچ کس و هیچ چیز استفاده ابزاری نمی کرد. برای انسان، از آن جهت که انسان است احترام قائل بود و در مقابل جنازه یهودی نیز به نشانه اکرام بر می خاست. نه بین پیروان که حتی در میان دشمنان نیز تخم کینه و عداوت نمی کاشت و فروتنانه به عیادت آن یهودی بیمار می رفت که هر روز خاکستر و زباله بر سر او می ریخت...

و در کنار این ها مرز بندی شفاف خود با اعداء را به شدت رعایت می کرد و معتقد بود خداوند ما را از نیکی کردن و خوش اخلاقی با دشمنان نهی نکرده است.

7- به نظر می رسد همه ما، هر یک به اندازه خود از پیامبر رحمت  و هدف بعثت فاصله گرفته ایم. از نظر قرآن (سوره فتح، آیه 29) فقط آنان همراه و یاور محمد (ص) هستند که با کفار شدید هستند و با یکدیگر رحیم. آنان را در حال رکوع، سجود و جویای لطف و رضایت پروردگار می بینی و ...

نمی دانم تا چه اندازه این نشانه ها در ما و جامعه ما دیده می شود اما هشدار شدید و گلایه آمیز مرد اخلاق و سیاست، حضرت آیت الله مهدوی کنی دامت برکاته مرا سخت به فکر فرو برد. این معلم بزرگ که هیچ کس در تیز هوشی، حکمت و صداقت او تردید نکرده است ، همه گرایش های موجود در کشور را به دلیل بد اخلاقی های مشهود به تاملی دوباره فراخوانده است...

8- و اینک ماییم و پیامبر... به روح بلند او درود می فرستیم و از او درخواست می کنیم تا با نگاهی دوباره به دنیای پرآشوب کنونی، ما را برای درک صحیح دین و ساختن خود و جامعه یاری رساند. اقبال چه زیبا درخواست کرده است:
"معمار حرم باز به تعمیر جهان خیز!"

منبع خبرگزاری مهر