X
تبلیغات
فلسفه اخلاق - حسد از ديدگاه قرآن و روانشناسي

فلسفه اخلاق

اقوام روزگار به اخلاق زنده اند

حسد از ديدگاه قرآن و روانشناسي

قرآن کتاب ديني و هدايت است، و براي دست يابي به رشد شخصيت و خودشناسي بهترين راه را نشان مي‌دهد؛زيرا انسان تنها موجودي است که از دو بعد مادي و غير مادي شکل گرفته است.

به اين آيه شريفه توجه کنيد:

«يا ايها النّاس قد جائتکم موعظة من ربّکم …؛اي مردم نامه‌اي (قرآن) که همه پند و اندرز و شفاي دلهاي شما و هدايت و رحمت براي مؤمنان است،از جانب خدا براي نجات شما آمد».(سوره يونس،آيه 57)

همچنين آيات:(89 /نمل ـ 151/بقره ـ 2/ جمعه ـ 20/عنکبوت) و آياتي از اين قبيل.

قرآن کريم فطرت وجودي انسان و حالات گوناگون روان او را متذکر شده و علل انحراف و بيماري،و همچنين راه‌هاي تهذيب و تربيت و معالجه روان انسان را به طور جامع نشان مي‌دهد و در هماهنگ کردن شخصيت و تکامل و ايجاد بهداشت رواني ما تأثير بسزايي دارد.

يکي از اين انفعال‌هاي رواني که معمولاً غالب مردم دچار آن هستند حسد است.

حسد را علماي اخلاق اين گونه تعريف کرده‌اند:

حسادت،تمناي سلب نعمت است از ديگري که به صلاح او باشد،يعني حسود دوست دارد نعمت‌ها از طرف مقابل گرفته شود،خواه آن نعمت به حسود برسد! يا نرسد.

حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) در اين باره مي‌فرمايد:«منشأ و ريشه رزايل حسادت است».1

البته يک حالتي هم نزديک به حسادت وجود دارد، که پسنديده و مايه ترقّي و پيشرفت است،و آن حالت غبطه است.

امام صادق(ع) مي‌فرمايند:«به راستي مؤمن غبطه مي‌خورد،ولي حسادت نمي‌ورزد اما منافق حسادت مي‌ورزد و غبطه نمي‌خورد».2

راستي مي‌دانيد نخستين حسدي که از سوي انسان در روي زمين صورت گرفت چه زماني بود؟ که بود؟براي چه بود؟ و نتيجه‌اش چه شد؟

آري،نخستين حسد،حسادت قابيل نسبت به برادرش هابيل بود،آن هم به جهت اينکه خداوند قرباني هابيل را پذيرفت ولي قرباني قابيل را نپذيرفت،و اين موضوع براي قابيل انگيزه‌اي براي کشتن برادرش شد.به اين آيه شريفه توجه کنيد:«و اتل نبأ ابني آدم بالحقّ اذا قرّباً قرباناً…».(سوره مائده،آيه 27)

در اين آيه کريمه داستان حسادت قابيل نسبت به هابيل بيان شده است.نوجوانان و جوانان عزيز در قرآن نمونه‌هايي از اين قبيل ذکر شده است.مانند:داستان برادران يوسف،پسر نوح، هابيل و قابيل و داستان‌هاي عبرت آموز ديگر.

عزيزان،ما نمي‌دانيم چه نعمتي به صلاح هست يا نه،پس به جاي تقويت حسّ حسادت،براي جبران کاستي‌ها و بالا بردن توانايي‌هاي خود تلاش کنيم.

نشانه‌هاي حسد

1.ناراحتي از رسيدن نعمت به ديگري،بدون نشان دادن عکس العمل.

2.غيبت و عيب جويي.

3.دشمني،عداوت و کارشکني.

4.بي‌مهري يا قطع رابطه از شخص،و پنهان کردن صفات برجسته او به طوري که حتي نمي‌خواهد سخني از او بشنود.

آثار حسد

الف: آثار اجتماعي

1.نابساماني‌هاي اجتماعي

حسود تمام يا بيشتر نيرو و انرژي بدني و فکري خود را صرف حسادت مي‌کند، لذا اين کار منشأ نابساماني‌هاي اجتماعي است.

قرآن مجيد مي‌فرمايد:و کساني که بعد از آنها آمدند،مي‌گويند:پروردگارا ما و برادرانمان را که در ايمان به ما پيشي گرفتند بيامرز و در دلهايمان کينه و حسدي نسبت به مؤمنان قرار مده…(سوره حشر،آيه 10)

2.قتلها و جنايت‌ها:چنان که در داستان هابيل و قابيل ملاحظه کرديد.

3.از بين رفتن دوستي‌ها.

4.عقب ماندگي اجتماعي؛اشخاص حسود و تنگ نظر مي‌کوشند ديگران را به عقب بکشند.

5.هرج و مرج،پيامبر اکرم(ص) حسد را به بيماري بزرگ امت‌ها تشبيه کرده و مي‌فرمايند:«…در اثر اختلاف و نفاق و حسد نسبت به يکديگر،سرانجام به ظلم و ستم و سپس به هرج و مرج مبتلا مي‌شوند».3

ب: آثار معنوي حسد

1.نابود کننده ايمان، 2.آفت دين، 3.نابود کننده نيکي‌ها، 4.رسيدن به کفر و تفکرات کفر آميز، 5.غيبت، 6. حسرت زياد،(گناه زياد)، 7.حجاب ضخيمي در برابر شناخت حقايق مي‌افکند، 8.مانع رشد و تعالي ـ روحي فکري،معنوي خانوادگي و اجتماعي مي‌گردد.

ج: آثار جسماني حسد

افراد حسود معمولاً افرادي رنجور،حساس،عصبي،پرخاشگر و افسرده مي‌باشند.دستگاه‌هاي مختلف بدن تحت تأثير اين حالت روحي دچار بيماري مي‌گردد.

حضرت علي(ع) مي‌فرمايد:«شگفتا که حسودان از سلامتي خود غافل مانده‌اند».4

د: آثار اخروي حسد

1.بدون حساب به جهنم مي‌رود، 2.بدبختي و شقاوت دنيا و آخرت

برخي از ويژگي‌هاي حسود

1.دشمن خير و طالب شر است، 2.خواهان زوال نعمت از ديگران،3.به بدي گرايش دارد، 4.منافق است، 5.غيبت،شماتت و تملّق مي‌کند،قرآن کريم مي‌فرمايد:«انّ تصبک حسنة تسؤهم و إن تصبک مصيبة…».(سوره توبه،آيه 50) ، 6.در حال خوشي ديگران غمگين است، 7.رفيق بدي است،8.دشمن نعمت‌هاي خدا است، 9.به خود ظلم مي‌کند،10.زود عصباني مي‌شود.

1.غررالحکم،5242.

2.اصول کافي،2،307.

3.المحجة البيضاء،5،326.

4.غررالحکم،1803

  "حسد" در لغت به معني بدخواهي و خواستن زوال نعمت و سعادتِ ديگري است(1) و در اصطلاح نيز به معني آرزو کردن زوال و نيستي نعمت كسي كه استحقاق آن نعمت را دارد.(2)

   شخص حسود در واقع با خداوند متعال به خاطر اعطا و تدبيرش در نزاع است و راضي به كار خدا نيست.(3)

حسد از منظر آيات قرآن

   يكي از عمده‌ترين عوامل تخريب و فساد در جهان، تخريب و فسادي است كه از ناحيه افراد حسود نشأت مي‌گيرد و بدون شك ارتكاب هر گناهي براي تأمين يكي از خواسته‌هاي نفساني است.

   قرآن حسادت را عامل نخستين قتلي كه در روي كره زمين رخ داده است، معرفي كرده و مي‌فرمايد:

«وَتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأ ابْنَي ءادَمَ بّالحَقِّ إذ قَرّبا قُرباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أحَدِهِما وَلَمْ يُتَقَبَّل مِنَ الآخَرِ قالَ الأقتُلَنّكَ قالَ إنّما يَتَقَبَّلَ اللهُ مِنَ المُتَّقينَ» (مائده 27)

«داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان هنگامي كه هر كدام عملي براي تقرب به پروردگار انجام دادند، اما از يكي پذيرفته شد و از ديگري قبول نشد و او گفت به خدا سوگند تو را خواهم كشت (ديگري) گفت: به درستي كه خداوند از پرهيزكاران مي‌پذيرد »

     از اين آيه استفاده مي‌شود كه در زمان حضرت آدم مراسم قرباني وجود داشته و هابيل و قابيل كه فرزندان حضرت آدم بودند، به دستور پدرشان عبادت قرباني را انجام دادند، ولي تنها، قرباني هابيل پذيرفته شد و برادر ديگر كه قرباني‌اش پذيرفته نشده بود، به شدت خشمگين شد و آتش حسادت به برادرش هابيل در دل او شعله كشيد و سرانجام، او را به قتل رسانيد.(4) 

   يكبار ديگر تاريخ در حال اجرا بود و آن هم در مورد يوسف پيامبر، آنجا كه برادران او به خاطر حسادت به يوسف، تصميم به قتل او گرفتند و در نهايت او را در چاه انداختند.(5)

«قالَ قائِلُ مِنْهُمْ لاتَقْتُلُوا يُوسُفَ وَأَلقُوهُ فِي غَيابات الجُبّ يَلتَقِطْهُ بَعْضَ السَّيارَةِ إنْ كُنْتُم فعِلينَ » (يوسف 10)

«يكي از برادران گفت: يوسف را نكشيد و اگر كاري مي‌خواهيد انجام دهيد، او را در نهانگاه چاه بيفكنيد تا بعضي از قافله‌ها او را بردارند و به مكان دوري ببرند »

   اين آيه در مورد حسادت يهوديان به مسلمانان است، كه چون خودشان ايمان نداشتند، مي‌خواستند آنها را نيز از ايمان برگردانند.

«وَدّ كَثيرٌ مِنْ أهْلِ الكِتابِ لَوْ‌ يَرُدُونَكُمْ مِنْ‌بَعدِ إيمنِكُمْ كُفّاراً حَسَداً مِنْ عِندِ أنفُسِهِم مِنْ بَعدِ ما تَتَبيّنَ لَهُمُ الحَقّ....»

«بسياري از اهل كتاب دوست داشتند، كه شما را بعد از ايمان آوردنتان از آن برگردانند، به خاطر حسادتي كه بر ايمان شما در نفس خود داشتند، بعد از آنكه حق بر آنها روشن شده بود »(بقره 109)

خداوند در سوره فلق حسد را از بدترين و زشت‌ترين صفات برشمرده و دستور داده که از شر شخص حسود به خدا پناه ببريد:

«مِنْ شَرِِّّ حاسِدٍ إذا حَسَد»(فلق 5)

«پناه مي‌برم به خدا از شر حسود، آنگاه كه حسادت كند »

حسد در روايات

   در روايات نكوهش شديدي از حسد شده، بطوري كه در مورد كمتر رذيله‌اي چنين نكوهشي شده است.

پيامبر اكرم (ص): «خداوند به موسي بن عمران فرموده همانا حسود از نعمتهاي من ناراحت است و از قسمتي كه براي بندگانم مقرر داشته‌ام رويگردان »

امام باقر (ع): «حسد ايمان را مي‌خورد، همانگونه كه آتش هيزم را » (6)

امام صادق (ع): «از حسادت كردن به يكديگر بپرهيزيد؛ زيرا كفر، ريشه‌اش حسادت است »

فضيل عياض روايت كرده كه حضرت صادق (ع) فرمودند: «همانا مؤمن غبطه مي‌خورد و حسد نمي‌ورزد، ولي منافق حسد مي‌ورزد و غبطه نمي‌خورد »(7)

 آثار سوء حسد از نظر امام علي (ع):

1-    حسود دائماً ناراحت است و اين سبب بيماري جسمي و روحي او مي‌شود.

2-    حسد ريشه ايمان را خورده و انسان را نابود مي‌كند.

3-    حسد حجاب ضخيمي در برابر معرفت و شناخت حقايق است.

4-  فرد حسود به همه مردم حتي نزديكانش حسادت مي‌كند و اين امر باعث از دست دادن دوستانش مي­شود.

5-    حسود هرگز به سيادت و بزرگي نمي‌رسد.

6-    حسود بسيار حسرت و اندوه دارد و گناهانش پيوسته افزوده مي‌شود.(8)

درمان حسد

   براي درمان هر يك از رذايل اخلاقي دو راه وجود دارد.

درمان علمي: انسان بايد به پيامدها و آثار ويرانگر حسد در زندگي و روح و روان خود بنگرد و اينكه چقدر براي دين و دنياي او مضرّ است و در آن انديشه كند، شايد متنبّه شود.

درمان عملي: مواظبت بر آثار خيرخواهي كه ضد حسد است، يعني به كسي كه حسادت مي‌كند، برعكس آن عمل كرده و دائماً صفات خوب و نيك او را بيان كرده، تا براي خودش ملكه شده و دست از حسادت بردارد.(9)

منابع:

 (1) . قرشي، سيد علي اكبر؛ قاموس قرآن، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 78، چاپ هشتم، ج 1، ص 131.

(2) . خسروي حسيني، سيدغلامرضا؛ ترجمه و تحقيق مفردات الفاظ قرآن، نشر مرتضوي، تهران، 75، چاپ دوم، ج 1، ص 487.

(3) . مصطفوي تبريزي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تهران، 74، چاپ اول، ص 213.

(4) . مصباح يزدي، محمدتقي، اخلاق در قرآن، موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني، قم، 78، چاپ اول، ج 3، ص 201 و 202.

(5) . مكارم شيرازي، ناصر؛ تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 70، چاپ دهم، ج 9، ص 326.

(6) . محمدي ري شهري، محمد؛ منتخب ميزان الحكمة، مترجم حميدرضا شيخي، نشردارالحديث، 83، ص 153.

(7) . كليني، محمد؛ اصول كافي، ترجمه صادق حسن زاده، نشر قائم آل محمد، قم، 185، چاپ دوم، ج 3، ص 647.

(8) . مكارم شيرازي، ناصر؛ اخلاق در قرآن، نشر مدرسه امام علي بن ابي طالب، قم، 78، چاپ اول، ج 2، ص 140 تا 143.

(9) . مجتبوي، سيد جلال الدين؛ علم اخلاق اسلامي (ترجمه جامع السعادات، نشر حكمت، سال 66، چاپ دوم، ج 2، ص 255.

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 خرداد1389ساعت 9:46 AM  توسط مهدی سوری  |