دوستی با خداوند تخلق به اخلاق الهی ست
آفرينش با رحمت ومحبت آغاز شد.
ازآنجايي كه خداوند رحمان ازروح خودش به انسانها بخشيد، موجودات را آفريد ورحمتش رادر همه جا گستراند.گروهي به خدا دل سپردند وراه اطاعت پيمودندوبرخي محبت ورحمتش را ازياد بردند وراه سرپيچي پيش گرفتند.اما با اين وجود خداوند درهاي بازگشت را به رويشان گشود،وفرصت جبران را به آنها داد.
اگرميخواهي جلوه اي كوچك ازمحبت خالق به مخلوقاتش را ببيني ،محبت مادر به فرزندش رامشاهده كن كه چون او را«ازخود»ميداند،كاري جزابرازمحبت خود به فرزند نمي شناسد وهمّ وغمي جزرسيدگي به فرزند خود ندارد.
نبود نقش دوعالم كه رنگ الفت بود زمانه طرح محبّت نه اين زمان انداخت
* * *
طفيل هستي عشق اند آدمي وپري ارادتي بنما تا سعادتي ببري
«نقش محبت»
محبت و دلبستگي ها سرچشمه ي بسياري ازتصميم ها وكارهاي انسان است.
فعاليت هايي كه آدمي درطول زندگي انجام مي دهد،ريشه در دلبستگي ها ومحبت هاي اودارد وهمين محبت هاست كه به زندگي آدم جهت مي بخشد.
هرقدراين محبت شديدتروعاشقانه ترباشد،تاثيرآن نيز در زندگي عميق تر وگسترده تراست.
يك دختروپسردرزمان تجردوقبل ازازدواج ،كمتربه چيزي جز خود مي انديشند.دنياي آن ها برمحورخود مي چرخد وبه كارهاي خود وعلاقه هاي شخصي خود سرگرم اند.اين دختروپسر،همين كه كانون خانوادگي تشكيل دادند وبه هم دل بستند،براي اولين بار،خودرا به سرنوشت موجود ديگري علاقه مندمي بينند،شعاع خواسته هايشان وسيع ترمي شودوخواسته هاي همسربرخواسته هاي خود تقدّم ميابد وآنگاه كه صاحب فرزند شوند،رفتارشان به كلي عوض مي شود.آن پسرك تنبل وسنگين،اكنون چالاك وپرتحرك شده است وآن دختركه به سختي ازرختخواب بر ميخاست،با صداي كودك مانندبرق مي جهدوبه سويش سراسيمه ميدود.همين دختر كه تاديروزكم طاقت وزودرنج جلوه ميكرد،اكنون باقدرت شگرفي درمقابل بي خوابي،گرسنگي وكارزياد،صبوروشكيباست.اين عشق سبب مي شود ازخود محوري درآيد،خودرافراموش كندوايثارگر،با اراده،نيرومند،مصمم وپركارشود.
عشق به همسرنيزنمونه كوچكي از عشق به خداوند است.كه هرچه علاقه ي ما نسبت به خدابيشتر شود خود را مطيع ترنسبت به خواسته هاي خدا ميدانيم.
ازآنجايي كه خواسته هاي خداوند دركتاب آسماني قرآن جمع آوري شده عمل به دستورات قرآن مثل عمل به دستورات محبوب خودمان يعني «خداوند رحيم» است.
آثارمحبت وعشق به خداوند:
1 دوستي با دوستان خدا:كه شامل رسول خداواهل بيت ايشان مي شود.وقتي محبت خداوند دردلي خانه كرد،آن دل محبت همه ي كساني را كه رنگ ونشاني از اودارند،درخود مي يابد.
2 پيروي از خداوند:نمي شود انسان ازصميم قلب كسي را دوست داشته باشد اما ازفرمانش سرپيچي كند.اين سرپيچي نشانه ي عدم صداقت دردوستي است.در
شعري منسوب به امام صادق (ع) آمده است:
خدا را نافرماني كني واظهاردوستي با اونمايي؟
به جان خودم اين رفتاري شگرف است.
اگردوستي ات راستين بود،اطاعتش ميكردي؛
زيرا دوستدار،مطيع محبوب خود است.
3 محبت به راهي كه مارابه خدا ميرساند:كه اين راه درقالب «دين»به ما ارائه شده.درواقع پذيرفتن دين مثل اتخاب كردن راه مستقيم زندگي است كه خداوند به ما نشان داده است.
4 بيزاري وتنفرازباطل ودشمنان خدا:عاشق روشنايي،ازتاريكي مي گريزد. دوستدارزندگي وبقا،ازنيستي ونابودي متنفراست.دل بسته ي عدالت وآزادي وصداقت ووفا،ازظلم واستبدادورياوبي وفايي بيزار است.
5 مبارزه با دشمنان خدا:عاشقان خدا پرچمدارمبارزه بازشتي ها،ستم وستمگران بوده اند.
برخي از انسانها كه به درجه ي بالايي ازعشق خداوند نايل شدند.حتي هنگامي كه مريض ميشوند.خداوند راشكرگزارهستند.وميگويند:«خدايا شكرت كه ما گاهي اوقات مريض ميشويم اين نشان ميدهد كه ما اغلب اوقات سالم هستيم.»
الهي سينه اي ده آتش افروز درآن سينه دلي ودرآن همه سوز
كرامت كن دروني درد پرورد دلي دروي،درون دردوبرون درد
هرآن دل راكه سوزي نيست دل نيست دل افسرده غيرازآب وگل نيست
«به اميد روزي كه همه ي ما عاشق خداوند رحيم باشيم.»
تقدیم به همه آنانی که در راه اعتلای اخلاق این دغدغه همیشگی همه رسولان الهی قدم بر می دارند فراموش نکنیم که امروزه بیش از هر زمانی به اخلاق به عنوان یک نیاز فطری و ضرورت اجتماعی نیازمندیم. اقوام روزگار به اخلاق زنده اند قومی که بود فاقد اخلاق مردنی است.