کربلا؛ عشق و اخلاق

بزرگی می فرمود کربلا حرمان و حیرت است. در راه عشق همه حرمان و محرومیت است و در پایان به حیرت ختم می شود. چنانچه رسول اکرم (ص) فرمود: رب زدنی تحیراً فیک پروردگارا حیرت مرا در خود زیاد کن. حیرت مقام فوق عقل است؛ جایی که عقل نمی تواند حرکت کند و درک نماید عشق عاشق را به وادی حیرت سوق می دهد. همان بزرگ می فرمود عاشق در ابتدای امر با معشوق خود رابطه انتفاعی دارد. یعنی به دنبال نفع بردن از محبوب است. اگر عبادت می کند برای ثواب است اگر گناه نمی کند به پاداش می اندیشد و حتی اگر می جنگد به طمع بهشت حمله می کند. در یک عبارت محبوب را برای سود و نفع خود می خواهد. اما وقتی که در عشق جلوتر رفت کم کم دیگر خود را فراموش می کند و به فکر حمایت از معشوق است. در این راه سر و جان خود را فدا می کند. اگر معشوق، معشوق حقیقی باشد؛ به نقطه ای می رسد که در می یابد که معشوق از او بی نیاز است بلکه اوست که به معشوق نیاز دارد.

ادامه نوشته

حكمت و عدالت

  برتري نفس ملكي بر دو نفس سَبُعي و بهيمي به معناي برتري فضائل مختص به نفس ملكي بر فضائل آن دو نفس است. نفس ملكي كه همان نفس ناطقه انساني است به دليل تجرد خود از قوه عقلي است و عقل از دو جهت ادراك و تحريك به دو بخش نظري و عملي تقسيم ميشود.
حكمت، فضيلت مختص به عقل نظري و عدالت، فضيلت مختص به عقل عملي است. حكمت، دانستن حقايق موجودات است آن گونه كه هستند و اين فضيلت به حسب موضوع معرفت خود به دو قسم نظري و عملي تقسيم ميشود .حكمت در علم النفس، مراتب و قواي نفس و در علم اخلاق فضائل مربوط به هر يك از قوا و از جمله فضائل مختص به عقل نظري و عملي، يعني حكمت و عدالت را شناسايي ميكند. به اين اعتبار ميتوان گفت كه فضيلت حكمت بر همه فضائل برتري و تقدم داشته و به حسب حقيقت خود از ديگر فضائل ممتاز است. در واقع حكمت، معرفت ناب عقلي به حقايق امور است

ادامه نوشته