سازمان به عنوان شخصيت حقوقي در حيات سازماني خود با مسائل اخلاقي فراواني مواجه است. دغدغه ‏هاي اخلاقي در زندگي شغلي غالبا در مقام تصميم‏ گيري بروز مي‏ کند و فرد خود را اخلاقا بلاتکليف  می یابد و از خود مي‏ پرسد تکليف اخلاقي من چيست، به عبارت ديگر، مسئله در اخلاق حرفه‏ اي بلاتکليفي اخلاقي است: نمي‏ دانيم چه بايد بکنيم يا نمي‏ دانيم به آنچه بايد انجام دهيم چگونه برسيم. به عنوان نمونه: سازمان در مورد تعادل کار و خانواده چه تکليفي دارد؟ سازمان تا چه حد مجاز است مديران و کارکنان را به فداکردن اهداف مطلوب زندگي خود براي کاميابي شغلي سوق دهد. سازمان در نظارت بر کارکنان تا کجا مجاز است؟ حريم شخصي افراد کجاست؟ مرز تبليغ اخلاقي و غيراخلاقي چيست؟ هديه دادن به مديران در مناسبت‏ها توسط افراد حقيقي و سازمان‏ها چه حکمي دارد؟ آيا استخدام بدون فراخوان ملي اخلاقي است؟  آيا مامور معذور است يا مسئول؟ آيا تعديل نيروي انساني اخلاقي است؟ تکليف اخلاقي بنگاه در برخورد با خطاي مديران چيست؟ آيا خريد شرکت‏هاي کوچکتر از طريق معاملات بورس و براساس اطلاعات محرمانه اخلاقي است؟و دهها مسئله و مورد مشابه.

اين مسائل متعلق به توصيف واقعيت‏ها و حوادث يا تبيين پديده‏ ها و رفتارها نيستند. موضوع مسائل اخلاقي، اشياء و افراد نيستند بلکه اقدام‏ها و رفتارهاي ارتباطي، يعني رفتار ارتباطي افراد است: فرد در شغل و خود سازمان: هر دو با خود يا با محيط.