عدالت فضيلت عقل عملي است و عبارت است از تصرف معرفت نفس ناطقه در مراتب، شئون و قواي مختلف بر اساس فضيلت مختص به هر يك از آنها. عدالت نيز نظير حكمت بر ديگر فضائل و از جمله بر فضيلت حكمت تقدم دارد؛ زيرا با تدبير عادلانه عقل عملي است كه عقل نظري نيز از قوه به فعل مي رسد و علوم نظري و عملي و از جمله فضائل گوناگون را شناسايي ميكند.
عدالت به رغم جايگاه برتري كه نسبت به ديگر فضائل دارد برخلاف حكمت يك فضيلت مستقل در قبال ديگر فضائل نيست، بلكه مجموعه فضائل مربوط به همه قوا را شامل ميشود. با عملكرد و حضور عقل عملي است كه فضائل هر يك از قوا محقق ميشود و نيز نسبت صحيح بين فضائل تأمين ميگردد. تقدم حكمت بر همه فضائل و از جمله عدالت و همچنين تقدم عدالت بر همه فضائل و از جمله حكمت، تقدم متقابل حكمت بر عدالت و عدالت بر حكمت را موجب ميشود و اين تقدم متقابل به دو اعتبار مختلف است؛ نفس انسان از آن جهت كه بايد حكمت را تحصيل كند به استعمال و تصرف عقل عملي نياز دارد و حكمت از آن جهت كه شناخت حقايق ميباشد، شناخت فضائل و از جمله فضيلت عدالت را در بر ميگيرد