نسبت علم اخلاق و فلسفه اخلاق(2)

تفاوت علم اخلاق و فلسفه اخلاق

ميان علم اخلاق و فلسفه اخلاق از جنبه هاي گوناگون تفاوت هايي وجود دارد که ما با توضيح هر يک از اين دو علم، زمينه آشکار شدن اين تفاوت ها را فراهم مي کنيم .

تعريف علم اخلاق

عالمان اسلامي و غربي تعريف هايي براي علم اخلاق ارايه کرده اند که به بعضي از آن ها اشاره مي کنيم . برخي علم اخلاق را علم چگونگي اکتساب اخلاق نيکو دانسته اند که براساس آن افعال و احوال شخص نيکو مي شود . (12) برخي نيز آن را علم چگونه زيستن خوانده اند . (13)
با توجه به کتاب هاي اخلاقي چون جامع السعادات، معراج السعاده و ... (14) مي توان گفت که علم اخلاق از ديدگاه عالمان مسلمان علمي است که از انواع صفات خوب و بد بحث کرده، آنها را مورد شناسايي و تعريف و تبيين قرار داده، کيفيت اکتساب صفات خوب و فضايل را و نيز چگونگي زدودن صفات رذيله را بيان کرده است . بنابراين موضوع علم اخلاق عبارت است از صفات خوب و روش کسب آنها و صفات بد و راه زدودن آنها؛ اين صفات خوب و بد از آن جهت که با افعال اختياري انسان مرتبط هستند در علم اخلاق مورد نظر مي باشند . غايت علم اخلاق رساندن انسان به کمال و سعادت جاودان و منزل مقصودي است که براي رسيدن به آن خلق شده است . چنانکه بيان شد علم اخلاق يکي از شعبه هاي فلسفه به معناي عام آن بوده است

ادامه نوشته

نسبت علم اخلاق و فلسفه اخلاق(1)

واژه دير آشناي اخلاق آنگاه که با کلماتي چون فلسفه ترکيب مي شود، گاه با کج فهمي هايي همراه مي گردد؛ چنان که بسياري را گمان بر اين است که «فلسفه اخلاق» چيزي جز فايده و ضرورت رعايت آداب اخلاقي نيست . نويسنده در اين مقاله وجوه تمايز علم اخلاق و فلسفه اخلاق را بر مي شمارد و بر آن است تا به صورتي گذرا، تفاوت آنها را تبيين نمايد .
پيش از بيان تفاوت علم اخلاق با فلسفه اخلاق شايسته است ابتدا نگاهي گذرا به مفردات اين دو اصطلاح يعني واژه هاي «علم» ، «اخلاق» و «فلسفه» بيافکنيم تا با دقت و بصيرت بيشتري به بحث اصلي بپردازيم.

ادامه نوشته