اخلاق در مدیریت
آنچه مسلم است اینکه تمام مشقات و سختی ها و اهداف و برنامه های پیامبران الهی در راستای فرهنگ سازی مسئله ی والا و مقدس اخلاق بوده است. یعنی اینکه تمامی تعالیم و مفاهیم انبیاء الهی حکم پله های دارند که نربان بلند و پر فرازی را به عنوان اخلاق پدید می آورند.
چه خوب فرمودند رسول مهربانی ها: « انی بعثت لاتم مکارم الاخلاق »این حدیث بزرگ و زیبای نبوی ما را با همه ی کرامات و عظمتهای اخلاق آشنا می کند و راه و شیوه ی رسالت پیامبر ختمی مرتبت را روشن می سازد
به این ترتیب مدیران در هر سطح و جایگاهی که هستند، از طرف پیامبران الهی مأموریت می یابند که اخلاق جامعه ساز را ترویج، تبلیغ و نهایتا" تکمیل کنند.
اگر مدیران این کار را انجام دادند و به نوبه ی خود ابتکار عمل را به دست گرفتند، می توان امیدوار بود که اهداف اخلاق مداری پیامبران در جامعه محقق شود. اما اگر از این مسئولیت خطیر شانه خالی کردند، بزرگترین ضربه بر پیکره ی اخلاق جامعه زده اند انتظار این است که مدیران، مدیریت اخلاق اجتماع را به دست گیرند و با مدیریت قوی و مقتدرانه روز به روز سطح اخلاق جامعه را ارتقاء بخشند.
بی شک عملی غیر از این نمی تواند کمکی در راه تحقق شعار انبیاء کند و گره ای از گره های جامعه را باز نماید.
با ذکر این مقدمه که عرض شد برای ورود به بحث اخلاق و مدیریت ابتدا باید اخلاق را تعریف کنیم. اخلاق، به طور ساده و خلاصه، شامل شناخت صحیح از ناصحیح و آنگاه انجام صحیح و ترک ناصحیح است. تشخیص درست از غلط همیشه ساده نیست. بسیاری از دانشمندان علم اخلاق ادعا می کنند که باتوجه به اصول اخلاقی در مقام عمل همیشه یک راهکار درست وجود دارد و برخی دیگر معتقدند که راهکار درست بستگی به موقعیت و شرایط دارد و تشخیص اینکه کدام راهکار درست است درنهایت به عهده خود فرد است. به طور کلی مدیریت اخلاق، شناسایی و اولویت بندی ارزشها برای هدایت رفتارها در سازمان است.
-در پاسخ به این سوال که اخلاق تا چه حد می تواند به موفقیت مدیران کمک کند باید گفت که امروز موفقترین مدیران در سراسر گیتی ، پایبندترین آنها به اخلاق است و هر مدیری به منشور اخلاقی آن حرفه و شغل احترام بگذارد به تداوم حیات آن سازمان کمک کرده است.
مطالعات امروزه اثبات نموده است که توجه به اخلاق در مدیریت به بهبود اساسی اوضاع جوامع مختلف انجامیده است و بدون شک اقوام روزگار به اخلاق زنده اند / قومی که بود فاقد اخلاق مردنی است.
مدیریت اخلاقی سبب می شود که حتی در شرایط آشفته، سازمان عملکرد اخلاقی خود را حفظ کند و همین امر خود منجر به شکل گیری کــارهـای گروهی قوی و افزایش بهره وری است.
پایبندی یک مدیر به اخلاق باعث می شود رفتارهای کارکنان با ارزشهایی که به نظر رهبران سازمان در اولویت قرار دارند هماهنگ شود. معمولاً سازمانها تناقض آشکاری بین ارزشهای ترجیح داده شده و ارزشهایی می بینند که توسط رفتار کارکنان در محیط کار منعکس می شود. توجه و بحث و گفتگوی مداوم درباره ارزشها باعث افزایش روحیه کارگروهی، صداقت و صراحت در محیط کــار مــی شود. کارکنان احساس می کنند که بین ارزشهای آنان و ارزشهای موردنظر سازمان همخوانی و هماهنگی وجود دارد لذا با انگیزه و عملکرد قوی کار می کنند.
-در خصوص این سوال که آیا قوانین و مقررات اجازه ورود اخلاق به حیطه کاری یک مدیر را می دهد؟ باید گفت که اخلاق قانون نانوشته است و انچه امروز برخی از مدیران ما را با چالش های اخلاقی مواجه نموده است این است که متاسفانه کمتر پشتوانه حقوقی برای رعایت اخلاق در سازمان وجود دارد و حتی در برخی موارد شاهد تضادها و تناقض هایی در این خصوص هستیم
یک مدیر مسئولیت پذیر خوب می داند که مسئولیت اخلاقی او بسیار مهمتر از مسئولیت حقوقی اوست و هرکجا قانون سکوت کند ما ملزم به رعایت قواعد اخلاقی هستیم چرا که اخلاق هماره بر قانون تقدم دارد و در مواردی ممکن است رفتاری از حیث قانون مجاز باشد و هیچ گونه مسئولیت کیفری و حقوقی در پی نداشته باشد اما از نظر اخلاقی انجام چنین کاری مسئولیت آور است و به همین دلیل برخی اخلاق را قانون نانوشته می دانند و معتقدند اخلاق از جایی آغاز می شود که قانون پایان می بابد.
یادمان باشد که دقیق ترین و کامل ترین قوانین اگر مورد تبعیت قرار نگیرد کارکردی ندارند پس ترویج اخلاق در فرهنگ سازمانی سبب قانون پذیری افراد می شود و قانون پذیری یکی از الزام های اخلاقی است که خود منجر به پیش بینی پذیر بودن رفتار یک مدیر دارد و این اصل مهم نیز منجر به شکل گیری و تحقق اعتماد در درون یک سازمان می شود.
-در خصوص پیامدهای وعده و وعید برخی مدیران باید گفت مدیریت زبان مهمترین اصل اخلاقی است که یک مدیر باید در مراقبت از آن بکوشد گفتار یک مدیر باید با تامل و از روی تعقل باشد خداوند سبحان در آیه شریفه فرمود که : هان ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا چیزهایی می گویید که به آن عمل نمی کنید . شعار زدگی و دادن وعده و وعید بدون شک حکم فریب مردم را دارد و از منظر آموزه های اخلاقی نکوهیده و ناپسند است اگر صداقت در کلام ما وجود نداشته باشد گذر زمان به نیکی حقایق را آشکار و اعتماد به عنوان مهمترین سرمایه اجتماعی در هر جامعه ای دچار خدشه خواهد شدو اگر اعتماد میان مردم و مدیران کمرنگ شود دیگر نباید انتظار شکل گیری اجتماعی پویا و با نشاط را داشت یادمان باشد که دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
در پایان باید گفت مدیریت و رهبری یک سازمان، تنها با آگاهیهای عمومی و تخصّصی و نیز مهارتها و زبردستیها در اجرای آموختهها، به سامان نمیرسد. بلکه باید در کنار این تخصص که بدون شک جز شروط لازم است عنصر«اخلاق» را نیز قرار داد. منظور ما از عنصر اخلاق، منش، روحیه و شخصیّت اخلاقی ویژهای است که مدیران و رهبران باید آن را احراز کنند.
بسا افرادی که از علم و آگاهی مناسب برای مدیریت بهرهمند باشند، لکن باز هم در حوزهی مدیریت خویش گرفتار مصایب و مشکلات و ناکامیهایی باشند که ریشه در خلقیات و روحیات نامناسب آنها دارند.
مثلا اگر مدیر بترسد، متزلزل باشد،مصلحت اندیشی کند و منافع شخصی را بر منافع عمومی ترجیح دهد، فاقد استقامت و پشتکار باشد، شتابزده و عجول باشد، نفوذپذیر باشد، متکبّر و مستبد باشد و از رأفت و رحمت و لطف نسبت به همکاران و زیردستان بیبهره باشد، از اجرای بهترین برنامهها و ایجاد کمترین هماهنگیها، و انجام هرگونه کنترل و نظارت، و بالاخره از سازمان بخشی مطلوب به اجزای مختلف تحت مدیریت خویش، عاجز خواهد ماند.
|
;مسند عزت گزین و مرد خطر باش |
;اهل صفا، اهل علم، اهل هنر باش |
|
;کینه و خشم و دروغ راه گشا نیست |
;خواهی اگر سروری، بلند نظر باش |
تقدیم به همه آنانی که در راه اعتلای اخلاق این دغدغه همیشگی همه رسولان الهی قدم بر می دارند فراموش نکنیم که امروزه بیش از هر زمانی به اخلاق به عنوان یک نیاز فطری و ضرورت اجتماعی نیازمندیم. اقوام روزگار به اخلاق زنده اند قومی که بود فاقد اخلاق مردنی است.