پیروزی انتخاباتی و قاعده طلایی اخلاق
اگر دوست ندارم ماشینی یک مرتبه جلوی من بپیچد، من نیز یک مرتبه، جلوی هیچ ماشینی نپیچم؛ اگر دوست ندارم کسی غیبت مرا بکند، من نیز غیبت کسی را نکنم؛ همین طور اگر دوست دارم دیگران با من منصفانه برخورد کنند، من نیز با دیگران منصفانه برخورد کنم و…
دامنهی این مثالها را میتوان تا رفتارهای سیاسی گستراند. در سیاست هم آنچه بر نفس خویش و بر گروه و گرایش مورد علاقهمان نمیپسندیم، بر نفس دیگری و حزب و جناح رقیب هم نپسندیم. این قاعدهی کلی را در مورد انتخابات اخیر، با جزییات بیشتری بیان میکنیم.
فرض کنید اصلاحطلبان در تهران مثل دورهی پیش از ورود به مجلس بازمیماندند، طبیعتا حس و حال خوبی نداشتیم و از آنجایی که در این سالهای اخیر زیاد این حال و هوا را تجربه کردهایم، تصورش خیلی هم نباید سخت باشد. در آن شرایط، آیا باز برای شما خوشایند بود که برخی سایتها مطالبی منتشر میکردند که به نوعی تمسخر کلیهی رقبا باشد؟
فرض کنید این همه جوک و عکس و شوخی سیاسی که در فضای مجازی، علیه اصولگرایان راه افتاده است، علیه اصلاحطلبان بود، چه میشد؟ تحملاش ساده بود؟ چنین رفتارهایی احساسی، دو تاثیر نامطلوب عمده دارد:
۱٫ هزینههای شکست سیاسی بالا میرود، هم برای بازیگران و هم برای طرفداران. بازیگران سیاسی، کمتر جرات حضور در عرصههای انتخاباتی خواهند داشت و اگر حتی تمایلشان برای انتخاباتها، باقی بماند، چه بسا سراغ دوپینگهای سیاسی بروند و انتخابات را به انتصابات تبدیل کنند. از سویی دیگر، طرفداران هم سرخورده میشوند و علاوه بر شکست نامزدهای موردنظرشان، باید آماج حملات و شوخیها و تمسخرها را نیز تحمل کنند. شکستشان را تلختر میکنیم.
۲٫ به این ترتیب که پیش میرویم، فضاهای سیاسی هم شبیه میادین ورزشی میشود و کری خوانی جای شادیها و تبلیغات مرسوم سیاسی را میگیرد و دور از پرنسیب سیاسی است که یک نامزد شکست خورده در انتخابات را مسخره کنیم یا عکسهایی برایش بسازیم که بیش و پیش از آنکه خندهدار باشد، توهینآمیز است.
فراموش نکنیم در لیست شکست خوردهی رقیب، افراد قابل احترامی وجود دارند. اگر این افراد را با شوخیها و تمسخرهای خود از میدان رقابت به در کنیم، کسان دیگری میآیند که پیرو هیچ آداب و ترتیبی در سیاست نیستند و نسخههای اصلی لمپنیسم سیاسی هستند. لذا باید از گروههای شناسنامهدار رقیب، استقبال کنیم و آنها را به رسمیت بشناسیم و به جای زخم زدن، رفتاری مناسبتر از خود نشان دهیم تا اگر روزی ورق برگشت و صندلیهای مجلس به آنان رسید، خاطرهی تلخی از ما نداشته باشند، جز شکست در میدان رقابت انتخاباتی.
این دو نکته هم به نوعی همان است که ابتدا آمد: آنچه بر نفس خویش نپسندی / نیز بر نفس دیگری مپسند. میتوانیم از نتیجهی رقم خورده که حاصل مقاومت، ناامید نشدن، تفکر اصلاحگرانه و احترام گذاشتن به امر سیاست بود، خوشحال بود، پایکوبی کرد، به خیابانها رفت، اما روحیهی شکست خوردگان را هم جریحهدار نکرد. به قول ورزشیها، برویم تیم سیاسی خودمان را تشویق کنیم، همین.(حسین سخنور)
تقدیم به همه آنانی که در راه اعتلای اخلاق این دغدغه همیشگی همه رسولان الهی قدم بر می دارند فراموش نکنیم که امروزه بیش از هر زمانی به اخلاق به عنوان یک نیاز فطری و ضرورت اجتماعی نیازمندیم. اقوام روزگار به اخلاق زنده اند قومی که بود فاقد اخلاق مردنی است.