بهار جلوه زیبای خداوند (آمد بهار جانها ای شاخ تر برقص آ)
بهار فصل شورانگیزی است ، همه چیز از انسان و زمین و نبات و حیوان ، در این فصل چون مرده ای که با دم مسیحایی زنده شود، جامه شادی بر تن و نغمه زندگی بر لب ، به رقص می آید. در آغاز بهار از دل هر سنگی به جای چشمه آب ، شادی می جوشد و از نوک برگ های تازه شکفته به جای شبنم ، زندگی می چکد. بهار را شاید بتوان سایه ای از روز آغاز آفرینش دانست که در آن ، جهان و جمله کائنات با سرانگشت اعجاز پروردگار " بودن " آغاز کردند. بهار در فرهنگ ما ایرانیان ، نه آغاز شکفتن ، که آغاز سال تقویمی نیز هست ؛ سال ما با بهار آغاز می شود که خود بیانگر آن است که ما، مردم این دیار تا چه پایه به سبزی ، شادی ، شکوفایی و امید دلبسته ایم و تا چه میزان رسم بهار را گرامی می داریم ، از این رو " نوروز " جایگاهی بس ارزشمند در فرهنگ ملی و دینی ما یافته است . می توان به صراحت گفت که در میان ایرانیان یا مللی که فرهنگ خود را وامدارایرانیان هستند نوروز، جوهره شادی و جشن ملی است ؛ جشنی که در آن تمام طبیعت با انسان به پایکوبی برخاسته، نوای شادی سر می دهد، به همین دلیل درادبیات فارسی که چکیده نازک اندیشی ها ، امیدها ، آرزوها و اندیشه های این ملت است نوروز از پایگاهی والا برخوردار است . نوروز به همراه بهار در اشعار فارسی ستایش شده و بر گرد آن اندیشه های بسیاری ، خیال و ذوق خود را به نمایش گذاشته اند.
نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین میدهدت پند ولی
وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز در این قصه مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست
رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی
حافظ
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۴ فروردین ۱۳۹۵ ساعت 8:16 AM توسط مهدی سوری
|
تقدیم به همه آنانی که در راه اعتلای اخلاق این دغدغه همیشگی همه رسولان الهی قدم بر می دارند فراموش نکنیم که امروزه بیش از هر زمانی به اخلاق به عنوان یک نیاز فطری و ضرورت اجتماعی نیازمندیم. اقوام روزگار به اخلاق زنده اند قومی که بود فاقد اخلاق مردنی است.