خوشا دل سپردن به عشق خدایی
ز قید هوس های دنیا رهایی
خوشا از گناهان همه توبه کردن
به درگاه حق نیمه شب چهره سایی
خوشا بر فراز جهان پر گشودن
گذشتن ز خود بینی و خودنمایی
.
.
تو را بخشنده دیدم ، خود گنهکار
به تو عاشق شدست این بنده زار
به هر ره رفتم اما بازگشتم
به سوی تو ، تو ای تنها وفادار
ز هر سردی به سویت بازگشتم
ز گرمای تو گشتم گرم و تبدار
گناه من همی از حد فزون شد
ولی گو مهربان ماندی چرا یار ؟
ز تو ای عاشق مطلق بخواهم
مرا از هر بلا ایمن نگهدار
که گر من را رها گردانی از خود
شود روز و شبم تیره همی تار
خداوندا به حق نامی خود
مرا در راه خود ثابت نگهدار