دلایل ازدواج

در اینجا به 12 مورد از دلایل ازدواج اشاره میگردد.

  1. ازدواج به خاطر آرامش
  2. ازدواج به خاطر عشق و محبت
  3. ازدواج برای ارضای طبیعی غریزه جنسی
  4. ازدواج ، تبعیت از سنت پیامبر (ص)
  5. ازدواج راهی برای خود سازی
  6. ازدواج برای بقای نسل
  7. ازدواج و تامین بهداشت روانی
  8. ازدواج، کمک به رشد و تکامل یکدیگر
  9. ازدواج به خاطر داشتن فرزند یا فرزندانی سالم و شایسته
  10. ازدواج سبب تکمیل و تکامل
  11. ازدواج و اثرات آن در امنیت اجتماع
  12. ازدواج و نقش آن در سلامت روان جوانان

 

انواع بلوغ

  1. بلوغ جسمانی
  2. بلوغ عقلی
  3. بلوغ عاطفی
  4. بلوغ اجتماعی
  5. بلوغ اخلاقی

ü      بلوغ عقلی

رشد عقلی، به مجموعه فعالیت‌های ذهنی فرد که شامل ادراک، فهم تشکیل مفاهیم ،بررسی معانی، تفکر و تعقل ، پیش‌بینی و استنتاج، برنامه‌ریزی، تعیین هدف و انتخاب راهبردهای مناسب می‌شود، اشاره دارد.  اندیشه، دیدگاه و نگرش فرد نسبت به زندگی، جنبه عقلانی شخصیت فرد است. رشد فکری، پس از بلوغ جسمانی رو به تکامل می‌رود. پس از بحران‌های بلوغ، فرد، استعدادها،توانایی‌ها و امکانات محیطی خود را بهتر می‌شناسد؛ و نسبت به شخصیت خود، آگاهی بیشتری می‌یابد در نتیجه تصمیماتی که اتخاذ می‌کند از عقل نشئت می‌گیرد و نه از احساسات .

عقل آن چیزی است که راه ضلالت را از خوشبختی تمیز می‌دهد و عاقل کسی است که هر کاری را در جای خود انجام دهد . در ادامه این موضوع باید گفت: کسی عقل دارد که :

  1. از مسائل درک و فهم بهتری دارد ، پس می‌داند چرا ازدواج می‌کند.
  2. در زندگی دارای هدف است، پس بیراهه نمی‌رود
  3. برای رسیدن به هدف خود در زندگی برنامه‌ریزی می‌کند ، پس دچار روزمرگی نمی‌شود و خود برای زندگیش تصمیم می‌گیرد.
  4. در تصمیم‌گیری‌های خود تابع عقل است نه احساسات ، پس قبل از انتخاب، عاقلانه فکر می‌کند و احساس را برای بعد از  آن می‌گذارد .
  5. انتظاراتش از خود و دیگران واقع‌بینانه است ، پس دنبال آرزوهای دور و دراز نمی رود و در رؤیا زندگی نمی‌کند .
  6. توانایی حل مسائل را دارد، یعنی درباره ی هر مسئله می‌اندیشد و راه‌های حل آن را مورد ارزیابی قرار می‌دهد، پس هیچ گاه ناامید نمی‌شود.
  7. از خود و محیط و شناخت دارد،  پس همیشه سعی می‌کند زود قضاوت نکند و با شناخت بیشتر تصمیم بگیرد.
  8. در مواجهه با مشکلات، موضع‌گیری‌های صحیح و اصولی دارد پس به جای فرار از مشکلات و یا نادیده گرفتن آن‌ها، سعی می‌کند تا با آن‌ها برخورد اصولی کند .
  9. فردی مسئولیت پذیر است، پس مسئولیت تصمیمات، اعمال و رفتارش را برعهده  می گیرد ، حتی اگر اشتباه کرده باشد.
  10. بر رفتار کودکانه ی خویش غلبه کرده است، مطابق سن و رشد خود عمل می‌کند و بلوغ عقلی دارد . پس در مقابل اشتباه‌های دیگران  برخورد منطقی می‌کند .

 

ü      بلوغ عاطفی

فرد برخوردار از رشد عاطفی ،مهار احساسات منفی و مثبت خود را در دست دارد. او در ابراز خشم و ترس ،گریه و شادی ،محبت و ... منطقی عمل میکند.رشد عاطفی نیز مانند رشد عقلی، ربطی به سن تقویمی ندارد، بلکه به میزان یادگیری، تجارب فرد و از همه مهم‌تر به تعامل عاطفی کودک با والدین و دیگر بزرگسالان وابسته است.  رشد عاطفی مانند رشد جسمانی از لحظه تولد آغاز می‌شود و در اثر تعامل با خانواده و دیگر افراد جامعه، رشد می‌کند پس اکتسابی است . نکته مهم‌ در رشد و بلوغ عاطفی این است که رشد عاطفی به معنای احساساتی بودن نیست، بلکه به ‌معنای کنترل احساسات است. آنچه مورد تأیید در این حوزه است ، نه افراط و نه تفریط در موضوع رشد عاطفی است. بلوغ عاطفی از مهم‌ترین مباحثی است که عدم توجه به آن، باعث از هم پاشیده شدن زندگی می‌شود.

 

ü      بلوغ اجتماعی

رشد اجتماعی ، به رشد عقلی و عاطفی مرتبط است. انسان دارای چهار دنیای اجتماعی است:خانواده ،مدرسه ،شغل و دوستان که فرد را باید از نظر اجتماعی در این اجتماعات مورد ارزیابی قرار داد. فردی که از رشد اجتماعی برخوردار است :

  1. در فعالیت‌های مختلف مشارکت می‌جوید.
  2. وظایف و مسئولیت‌های خویش را انجام می‌دهد.
  3. توانایی ایجاد ارتباط اجتماعی با دیگران دارد
  4. در برخورد با دیگران رفتار سازگارانه ای دارد.
  5. قدرت شرکت در مدیریت اجتماعی بزرگ ، به نام خانواده را داراست
  6. اگر مرد باشد، توانایی اداره اقتصادی خانواده خود را دارد .

باید گفت رشد اجتماعی، اکتسابی است و فرد مهارت‌های مربوط به آن را در خانه ، مدرسه و اجتماع فرا می‌گیرد .

 

ملاک های انتخاب همسر

اولین ملاک دخترانه : مومن بودن پسر

روایتی از امام حسن مجتبی (ع) نقل شده که در آن اصل مهمی در انتخاب شوهر خوب ، برای تمام دختران شیعه و پدر و مادران آن‌ها اشاره می‌شود . کسی خدمت امام حسن مجتبی(ع) آمد و عرض کرد:  یابن رسول‌الله می‌خواهم دخترم را شوهر بدهم. به چه کسی شوهر دهم ؟

حضرت فرمودند:  "به کسی که باتقوا باشد " و دلیل آن را این‌گونه بیان فرمودند : «إنَّ أَحبَّها أکرَمَها وَ أن لَم یُحبَّهَا فَلَم یُظلَمَها»

به این معنی که دخترانتان را به آدم باتقوا شوهر دهید چون اگر آن مرد با تقوا، دخترت را دوست داشته باشد،اکرامش می‌کند و عاشقانه با همسر خود زندگی می‌کند و اگر از صمیم قلب هم دوستش نداشته باشد به او ظلم نخواهد کرد.

دومین ملاک دخترانه :  خوش‌اخلاق بودن پسر 

یکی از ویژگی‌های شوهر شایسته آن است که از نظر اخلاقی، مهربان و خوشرو و نسبت به همسرش دوستی مخلص باشد.

رسول اکرم (ص)می‌فرمایند : "هرگاه فردی به خواستگاری دخترتان آمد که از نظر دین و اخلاق و امانت‌داری شما را راضی می‌کرد دخترتان را به ازدواج او درآورید."

مرد اگر هنگام ورود به خانه خستگی ها و ناراحتی‌های محل کار و بیرون خانه را بتواند همراه کفش خود، پشت در جا بگذارد، مرد خوشبختی خواهد بود . مردی که بداخلاق است، هر چند ظاهراً مذهبی باشد در اصل، کانون گرم خانواده را تبدیل به دلسردی های همراه با یأس نسبت به آینده خواهد کرد.

سومین ملاک دخترانه :  اهل کار بودن پسر

چه کسی گفته است کار و درآمد مرد اهمیت ندارد؟ برخی افراد با فهم اشتباه صورت مسئله را پاک میکنند و با ناآگاهی به راهنمایی و مشاوره ی غلط میپردازند. بی شک تامین زندگی مساله ی مهمی است. اما سؤال اینجاست که منظور از اقتصاد چیست ؟ آیا معنی آن داشتن یک میلیون درآمد ماهیانه  و خانه و ماشین است ؟ جواب منفی است. منظور از بعد اقتصادی مرد این است که:

  1. اهل کار باشد
  2. انسان تنبلی نباشد
  3. جیره خور دیگری نباشد

پسری که درآمد زیاد، خانه و ماشین عالی دارد اما اهل کار نیست و با پول پدرش زندگی‌اش را می‌چرخاند ، مناسب ازدواج نیست، چون اگر روزی نظر پدر با نظر پسر متناقض شود ، باید با رفاه و آسایش خداحافظی کرده و با فقر و فلاکت زندگی جدیدی آغاز نماید و یا مطابق میل پدر همسر ، هر چند با میلش ناسازگار باشد زندگی نماید. شوهر باید برای تأمین نیاز‌های مادی و معنوی خانواده‌اش، کوشش و فعالیت نماید .  منظور از بلوغ اقتصادی مرد این نیست که حتماً مسکن و ماشین داشته باشد و ماهیانه چند صد هزار تومان حقوق بگیرد، بلکه منظور نفس فعال بودن جوان در زمینه رفع نیازهای خانواده است .چرا بعضی فکر می‌کنند که چون کار فنی است و دولتی نیست و یا چون دولتی است  و آزاد نیست، ضعف  طرف مقابل را نشان می‌دهد؟ چرا بعضی دختران با بهانه‌گیری با آینده زندگی خود بازی می‌کند؟ چرا فکر نمی‌کنند شخصی که او را به راحتی رد می‌کنند، چه بسا همان مرد آرزوهایشان باشد ؟

ملاک های پسرانه

  1. مومن بودن دختر
  2. خوش اخلاق بودن دختر
  3. عفیف بودن دختر
  4. زیبایی دختر 
  5. اجتماعی بودن دختر

اجتماعی بودن دختر

مهم‌ترین نشانه اجتماعی بودن در منزل، داشتن منطق در رفتارها و درخواست‌های فردی از همسر است . شخصی که روحیه اجتماعی دارد در نزاع‌ها و برخوردها با همسرش ، به جای موضع‌گیری‌های که نتیجه آن به جز بحران و دل‌زدگی زن و شوهر از یکدیگر نیست با منطق به بررسی ضعف‌ها و اشکالات یکدیگر می‌پردازند . لذا توصیه به پسران و دختران به مخصوص آقایان این است که در زمان تحقیق و بررسی در مورد دختر خانم از اجتماعی بودن و اهل منطق و استدلال بودن او در بین خانواده و دوستانش مطمئن شوید، که این نکته‌ی بسیار ظریف، اثر مهمی در آرامش و امنیت زندگی آیندة شما خواهد داشت .

این مسئله هنگامی نمود می‌یابد که به طور مثال وقتی شوهر اشتباهی را انجام می‌دهد و به طور قطع هم حق با خانم است ، خانم به جای برخورد غیرمنطقی با این مرد، به روشی برخورد می‌کند که هم مرد متوجه اشتباه خود شود و هم به جای دعوا از حق خود دفاع می‌کند . در این خصوص، خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: "زن برای مرد باید لباس باشد و مرد نیز برای زن "

به راستی وظیفه لباس چیست؟ آیا جز این است که زن و مرد باید مانند لباس که عیب ما را می‌پوشاند،عیوب همدیگر را بپوشانند و از همدیگر در برابر سرما و گرمای زندگی و در سختی‌ها و مشکلات محافظت کنند؟ زن و مردی که این‌گونه باشند، بدون تردید زن و مرد اجتماعی در خانواده هستند .

زن اجتماعی در اجتماع کیست ؟

زن اجتماعی از دیدگاه کارشناسانه ی اسلام به علت سطح بینش بالایی که دارد، در برابر دیگران رام و تسلیم نیست ؛ بلکه در عین عفت، از حقوق شرعی و قانونی خود دفاع می‌کند و به گونه‌ای رفتار می‌کند که در عرصه اجتماع، هیچ بیمار دلی به خود جرئت سوء استفاده از وی ندهد. حیا و ابهت این زن اجتماعی آن قدر زیاد است که کسی حتی تصور نگاه آلوده به وی را ندارد.

اسلام بالاترین وظیفه زن را  مدیریت جامعه کوچک و مهم خانواده‌ میداند و این مسئولیت را به علت اهمیت تربیت فرزند و  ارائه نیروی کارآمد به اجتماع، مقدم بر تمام عملکردهای روزانه زن میداند. اسلام مدیریت منزل را برای زن بسیار بالا و ارزشمند می‌شمرد، اما پس از ارزش‌گذاری بر فعالیت‌های خانوادگی زن، برای وی جایگاه ارزشی چشمگیری در عرصه‌ خارج از خانواده تعریف می‌نماید. حتی برای نمادین و اسطوره‌ای کردن حضور زن در اجتماع نیز حد و حدود هایی در راستای ارتقای این شخصیت والای اجتماعی تعریف می‌نماید. لذا در وسائل‌الشیعه از قول معصوم (ع) نقل شده است که : ، سه صفت که برای مردها مذموم است، برای یک زن اجتماعی بسیار خوب و نیکو می‌باشد و این سه صفت تکبر ، بخل و ترس است.

زن اجتماعی باید ترسو باشد

معنای ترسو بودن زن این نیست که از هر چیزی بترسد. تاریخ نشان می‌دهد که زنان بزرگ دینی ، شیر زنانی شجاع بوده‌اند . پس منظور از ترسو بودن چیست؟ در مفهوم اینست که زن باید به دلیل ارزش و مقام گران‌بهایش با عصای احتیاط حرکت کند. شما اگر چند میلیون پول به همراه داشته باشید، چگونه در کوچه و بازار حاضر می‌شوید؟ با احتیاط آن را پنهان می‌کنید یا پول را در خیابان طوری به دست می‌گیرید که همه مردم ، حتی دزدها ببیند و طمع به مال شما پیدا کنند ؟ چقدر احتیاط می‌کنید؟

اگر چند میلیارد پول همراه داشته باشید چه مقدار با عصای احتیاط حرکت می‌کنید؟ آیا دیگر در اجتماع حاضر نمی‌شوید یا اگر بخواهید حضور پیدا کنید، بسیار با احتیاط وارد شوید؟ بعضی افراد می‌گویند: آدم باید نیتش پاک باشد ظاهر که مهم نیست ! در جواب این افراد باید گفت : شما اگر چند میلیارد پول خود را در کوچه و بازار، به طور علنی جلوی چشم مردم بگیرید حتی اگر نیتتان این نباشد که دزد پول شما را بدزدد، بدون تردید دزدی که پول شما و زیبایی شما را می‌بیند، دیگر از شما در مورد نیتتان سؤال نمی‌کند ؛ بلکه هر نیتی داشته باشید، شما را در معرض سوءاستفاده قرار می‌دهد که اموالتان را بدزدد. البته این را فقط برای کسانی می‌گویم که فکر می‌کنند دوست‌داشتنی و جذاب هستند و قیمتشان میلیون ها می‌ارزد ، وگرنه چیز بی‌ارزش که دزد ندارد . اگر خودت را ارزشمند می‌دانی، پس بسیار مواظب باش!

اسلام هم می‌گوید، زن چون گوهر و طلا ی گرانبهاست اگر خواست به اجتماع بیاید باید با عصای احتیاط بیاید. چون دزدان دین و ناموس در کمین نشسته‌اند تا گوهر گرانبهای عفاف را از شما بربایند. نتیجه آنکه ، زن اجتماعی هرچه با ارزش‌تر و قیمتی تر باشد، احتیاط و ترسش از اینکه  به او با چشم طمع نگریسته شود، بیشتر می‌شود.

زن اجتماعی باید بخیل باشد

زن اجتماعی کسی است که بخل عفیفانه داشته باشد. آیا می‌دانید بخل عفیفانه یعنی چه؟ یعنی در نشان دادن زیبایی‌های خود به نامحرم سخاوت نداشته باشد. یعنی در تجلی دادن ظرافت‌های خودش خسیس باشد. در تبسم به نامحرم خسیس باشد.

یک نکته مهم

مردان ما بسیار مقید هستند که همسری زیبا داشته باشند در صورتی که زیبایی در آمار بهداشت جهانی فقط 25 نمره دارد حال آنکه به فاکتور تفکر 300 نمره داده اند. در مورد عروس خانم همیشه می پرسند:آیا زیبا هست یا خیر؟ زیبایی دوره ی محدودی دارد . البته این به این معنی نیست که اهمیت ندارد. زیبایی شرط لازم هست ولی شرط کافی نیست. حداقل 10 برابر زیبایی باید میزان تفکر ،درک و اندیشه ی طرف مقابل بررسی شود.متاسفانه بعضی از ما در ازدواج، جایی برای تفکر باز نگذاشته ایم.

اولین عاملی که در تفکر جلوه گر میشود، هوش است.  زندگی با آدم کم هوش بسیار مشکل است .ممکن است بپرسید چگونه می‌شود هوش یک نفر را قبل از ازدواج تشخیص داد؟ پاسخ آن بسیار آسان است . افرادی که درجه هوشی بسیار پایینی دارند، این ویژگی کاملاً در رفتار و کردارشان پیداست، پختگی لازم را ندارند و قدرت تشخیصشان ضعیف است.

 عامل دیگر تشخیص هوش، تفکر انتزاعی است. انتزاع کردن یعنی بیرون کشیدن و تفکر انتزاعی یعنی توانایی استنباط و درک مفاهیم از موقعیت های کلی. ابعاد این نوع تفکر بسیار گسترده است. افرادی که تفکر انتزاعی دارند، خیلی زود شما را می‌فهمند. لازم نیست که دائم برایشان تکرار کنید.

 بُعد دیگرش، توانایی حل مسائل است. تفکری که به انسان این توانایی را می‌دهد تا مسائل خودش را حل کند. کسانی که این توانایی را ندارند دائماً دور خود شان می‌چرخند، گیج اند، دائم می‌پرسند : چه گفتی؟ یعنی چه ؟ منظورت چه بود ؟ و … کسی که این گونه است، نمی‌تواند همسری مناسب برای شما باشد.

گاهی اوقات افراد، از روی ترحم با فردی ازدواج می‌کنند که از نظر هوشی در سطح پایینی قرار دارد. به رغم خودشان می‌خواهند ایثار کنند ولی سخت در اشتباهند. زندگی با افراد کم هوش بسیار مشکل است. کسی که تفکر و هوش خوبی دارد، توانایی فراوان در مدیریت دارد . یکی از ارکان اصلی مدیریت تفکر خوب است .

برای ازدواج هرگز به سراغ دو گروه نروید

اول: کسانی که در رفاه بزرگ شده‌اند و در خانة پدر هر چیز که می‌خواسته‌اند برایشان فراهم می‌شده است . این گونه افراد هر چقدر هم برایشان تلاش کنید، خیلی راحت می‌گویند : « خوب وظیفه‌ات است! هنر نکردی ! هر کسی این کارها را انجام می‌دهد !» برایش اهمیتی ندارد که شما با همه هستی خود به او محبت کنید ؛ در هر حال به نظرش ساده می‌آید .

دوم: کسانی که به هیچ وجه در زندگی محبت ندیده‌اند و استسقای محبت دارند ؛ یعنی هرچه به او محبت کنید سیراب نمی‌شود ، خیلی راحت به شما می‌گوید : چرا به من محبت نمی‌کنی ؟

توجه به تجربیات والدین

ازدواج مهم‌ترین و سرنوشت‌سازترین تصمیمی است که در طول زندگی اتخاذ می‌شود ؛ به طوری که درست یا غلط بودن آن شرایط عاطفی، خانوادگی و اجتماعی ما را تا پایان عمر تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. بنابراین باید از تجربیات والدین برای دستیابی به شادی و آرامش بهره‌جوییم و  به جای آنکه آن‌ها را مقابل خود بدانیم، در کنارشان قرار بگیریم تا از پشیمانی خود طی سال‌های آینده جلوگیری کنیم .

اگر چه تحصیلات عالی باعث ارتقای سطح فکری و توانایی‌های ذهنی، انتزاعی و استدلالی انسان می‌شود، اما اگر واقع‌بین باشیم، باید بپذیریم که تحصیلات، جانشین تجربیات مفید و گران‌بهای بزرگ‌ترها نخواهد شد. یک جوان دانشجوی فهمیده، می‌داند که نیازمند تجربه است و اگر هوشمند باشد همه چیز را خود تجربه نخواهد کرد بلکه از تجربیات و توانایی‌های دیگران بهره می‌گیرد. مسلم است که گاهی تجربه کردن به منزله هدررفتن تمام عمر می‌باشد. آیا حق داریم به این بهانه که خودمان باید برای زندگی خود تصمیم بگیریم، خود و اطرافیان مان را وارد درگیری‌های خانوادگی و زناشویی ناشی از اشتباه در انتخاب کنیم ؟ این نکته را باید توجه کرد که اگر زندگی مشترک یکی از اعضای خانواده به بن‌بست برسد یا با مشکل مواجه شود فقط خود آن‌ها درگیر نخواهند بود بلکه اختلافات، تمام اعضای خانواده را درگیر خواهد کرد. ضرب‌المثل معروفی است که می‌گوید: آنچه جوان در آینه بیند، پیر در خشت خام بیند. البته خوب است والدین حق انتخاب را به جوانان بدهند؛ حقی که با نظارت بزرگسالان معنا پیدا می‌کند .

تعدیل و تعادل، رمز موفقیت در هر کار است. همان‌طور که ازدواج‌های اجباری که با زور و فشار والدین بر دختر یا پسر تحمیل می‌شود، پیوند موفقی نیست. به همان میزان نیز خودسری و یک‌جانبه تصمیم گرفتن جوانان و مقابله با تجربیات مفید و سودمند بزرگ‌ترها نیز راه به جایی نخواهد داشت. تا فرصت هست از تجربیات و توانایی‌های والدین استفاده کنید تا بعدها افسوس آن بر شما مستولی نشود! اگر عقاید بزرگترهای خود را نمی‌پذیرید، خودتان تحقیق کنید؛ خانواده‌های موفق و ناموفق را شناسایی کنید. از آن‌هایی که موفق بوده‌اند معیارها و شیوه ازدواج آنان را و از خانواده‌ها و زوج‌هایی شکست‌خورده اند علت ناکامی و جدایی شان را جویا شوید .

ارتباط دختر و پسر پیش از ازدواج

اسلام چه حد و مرزی برای ارتباط بین زن و مرد قائل است ؟

از دیدگاه اسلام، ارتباط دوستانه و صمیمی میان دو جنس مخالف، فقط در چارچوب ازدواج معنا دارد. البته حضور در اجتماع با رعایت موازین اسلامی و حفظ حجاب ظاهری و درونی در عرصه‌های علمی و مشارکت‌های اجتماعی، قابل قبول است. نباید تصور شود که اسلام با شناخت قبل از ازدواج مخالف است؛ به هیچ وجه نظر اسلام این گونه نیست . اسلام مخالف شناخت قبل از ازدواج و شناخت قبل از انتخاب نیست؛ بلکه مخالف دخالت دادن احساسات، قبل از انتخاب و ازدواج است .

چه بسا در محیط کار، محل تحصیل و مکان زندگی، مقدمه‌ای برای جلسه رسمی خواستگاری فراهم باشد؛ و زمینه‌هایی برای شناخت درست دو نفر فراهم گردد و این ارتباط، به شناسایی، بررسی و تأیید گزینه ی مناسب بینجامد و انتخاب بسیار مناسبی با یک شناخت خوب شکل بگیرد؛ اما این به معنی رفاقت و ارتباط‌های عاطفی قبل از ازدواج، جهت آشنایی بیشتر نیست.

مسئله مهمی که مطرح می‌شود این است که تفکر نو ظهور نامزدی قبل از عقد برای شناخت بیشتر، معلوم نیست با کدام توجیه شرعی انجام می‌پذیرد. چرا می‌گویند : چون ما می‌خواهیم ازدواج کنیم، پس باید با هم راحت باشیم و مانعی برای ارتباط بین ما وجود ندارد! گاه مشاهده می‌شود که شخص، در دوره نامزدی، در روابط احساسی پا را فراتر گذاشته‌ و از دختر کام‌جویی کرده است و چون هیچ‌گونه تعهد شرعی و قانونی وجود نداشته، به راحتی دختر را رها کرده و باعث ایجاد ضربه روحی به دختر خانم و از همه بدتر به خانواده دختر شده است.

 

نقش عوامل اخلاقی و روانی در ازدواج موفق

بسیاری از کسانی که ازدواجشان ناموفق بوده است، علت جدایی خود را عدم توافق اخلاقی ذکر کرده‌اند. هر چند ممکن است این دلیل، سرپوشی برای سایر عوامل باشد ، ولی واقعیت اینست که نداشتن توافق اخلاقی، شدیدترین ضربه را به پیکر خانواده می‌زند. عوامل اخلاقی و روانی در ازدواج به دو دسته تقسیم می‌شوند :

الف) توافقات مؤثر در ازدواج موفق

  1. حوصله و بردباری: کسانی که در قبال مسائل خانوادگی و اختلافات بین خود و همسرشان حوصله به خرج نمی‌دهند و با  بروز هر اختلاف کوچکی ، عکس‌العمل شدیدی نشان می‌دهند؛ زندگی زناشویی را به سوی ناسازگاری و اختلاف سوق می‌دهند.
  2. صداقت : صداقت، اساس زندگی خانوادگی است. چنانچه زن و شوهر مطالبی را از هم پنهان کنند یا دروغ بگویند، اعتماد و اطمینان انان از یکدیگر سلب می‌شود و در ادامه زندگی با مشکل مواجه می‌شوند.
  3. خلوص: منظور از خلوص ، سادگی، پاکی و بی‌آلایشی رفتار است. اگر بین زن و شوهر، ریا و تظاهر حکم‌فرما باشد زندگی، صفا و صمیمیت خود را از دست خواهد داد.
  4. مهربانی : زن و شوهر باید یکدیگر را دوست داشته باشد و نسبت به هم مهربان و  در غم و رنج شریک و یاریگر  هم باشند.
  5. ازخودگذشتگی : زن و شوهر باید در مقابل یکدیگر گذشت داشته باشند و با لجاجت، طعم زندگی را به کام خود تلخ نکنند.
  6. صمیمیت : صمیمیت، حالتی است که در آن بین زن و شوهر دو رنگی نباشد و آنچه از هم در دل دارند، بگویند و غمخوار یکدیگر باشند. صمیمیت، آینه‌ای است که آنچه در ذهن و رفتار است در آن منعکس می‌شود. صمیمیت با ملایمت همراه است ؛ و حتی اگر اعتراض با صمیمیت و احترام همراه باشد مشکلی ایجاد نخواهد کرد؛ زیرا اعتراض و احترام با یکدیگر منافاتی ندارند.
  7. اعتماد و اطمینان : عدم وجود اعتماد در زندگی، از مهم‌ترین دلایل بروز نابسامانی است. بنابراین رفتارها و حرکاتی که ممکن است از طرفین سلب اعتماد کند ، باید کنترل شود.
  8. نظم و انضباط: عدم رعایت نظم و انضباط در امور داخلی خانه، از موارد اختلاف انگیز است. زن یا شوهری که نظافت و بهداشت خانه را رعایت نکند، مورد اعتراض قرار می‌گیرد. حداقل اگر هر دو بی نظم باشند، زمینه اعتراض کمتر است .
  9. همکاری : همکاری، دارای دو جنبه فکری و عملی است. اموری مانند شستن ظروف و البسه، خرید لوازم مورد نیاز، جارو کردن و امثال آن ،به عنوان جنبه عملی همکاری مطرح اند و همفکری برای رفع مشکلات و گرفتاری‌های مالی، بررسی امور مربوط به فرزندان ، طراحی برنامه‌های کوتاه و بلندمدت برای زندگی ، مربوط به جنبه فکری همکاری می‌باشد. زن و شوهر باید در هر دو زمینه با هم همکاری نمایند .
  10. سازگاری : وضعیت خانواده ممکن است در شرایط مختلف از نظر روحی و روانی و رفاه و آسایش، دگرگونی‌هایی داشته باشد. در تلاطم زندگی، چنانچه زوجین قدرت سازگاری داشته باشند و بتوانند خود را با شرایط تطبیق دهند بقای خانواده تضمین می‌شود .
  11. تعهد : زن و مردی که عقد ازدواج بسته‌اند، باید به تعهدات خود پایبند بوده و همواره در نظر داشته باشند که سرپیچی از تعهدات زندگی زناشویی، عواقب بدی را به دنبال خواهد داشت.
  12. سخاوت : خسیس بودن هر یک از زوجین، ادامه زندگی را مشکل می‌کند. مرد باید در اقتصاد خانواده میانه‌روی را اختیار کند و همسر خود را نیز در هزینه‌های زندگی به اعتدال توصیه نماید و در این زمینه با هم هماهنگ شوند. البته دادن هدیه به یکدیگر به مناسبت‌های مختلف، محبت و گرمی خانواده‌ را افزایش می‌دهد و موجب استحکام پایه‌های زندگی زناشویی می‌گردد.
  13. وفاداری نسبت به هم : آنچه زن وشوهر باید تا آخر عمر آن را مورد توجه قرار دهند، رعایت حقوق همسر است. همسران متعهد، تا پایان عمر از وظایفی که نسبت به همسر خود پذیرفته‌اند شانه خالی نمی‌کنند .
  14. احساس مسئولیت: هر یک از زوجین باید نسبت به وظایفی که نسبت به خانواده بر عهده دارد احساس مسئولیت کند.
  15. انعطاف‌پذیری : با انعطاف‌پذیری، زن و مرد می‌توانند در جهات و ابعاد مختلف، مشکلات را کاهش دهند و از دامن زدن به اختلاف‌ها جلوگیری نمایند .

 

ب) اختلاف‌های مؤثر در عدم موفقیت ازدواج

  1. اختلاف درخواسته‌ها : زندگی زن و شوهری که خواسته‌های غیر واقعی و متفاوت از یکدیگر دارند ، رو به نابسامانی می‌رود. از اینرو  زوجین باید خواسته‌های خود را هماهنگ نمایند.
  2. اختلاف در سلیقه‌ها و علاقه‌ها:  وجود اختلاف سلیقه و علاقه در افراد طبیعی است و چنانچه در زندگی زناشویی این اختلاف موجب  هماهنگی بین زن و شوهر شود زندگی آرامی به وجود می‌آید.
  3. اختلاف در دیدگاه‌ها و آرزوها : انسان موجودی است با آرزوهای نامحدود؛ چنانچه زن و شوهری با دیدگاه‌های مختلف و آرزوهای متفاوت که احتمال حصول به آن‌ها کم باشد، نتواند در زندگی زناشویی خود هماهنگی ایجاد کنند، زندگی شاد و موفقی نخواهند داشت.
  4. اختلاف در اخلاقیات : بعضی از افراد، بسیار خشن، متکبر، خودخواه و از خود راضی‌اند و برخی روحیه ای گرم دارند، خوش برخورد، متواضع و مردم دوست هستند . بنابراین توافق اخلاقی، در صدر عوامل و شرایط انتخاب همسر قرار دارد.
  5. اختلاف در میزان هوش : اختلاف فاحش سطح هوش همسران نسبت به یکدیگر ممکن است در زندگی زناشویی مشکلاتی ایجاد نماید.
  6. اختلاف در ابعاد معنوی : مرد و زنی که از نظر رعایت و پایبندی به امور معنوی متفاوت هستند،  زندگی بی‌دغدغه ای نخواهند داشت.

بنابراین در امر ازدواج، باید بُعد اعتقادی، به ویژه جنبه‌های معنوی مورد توجه خاص قرار گیرد؛ و از طُرق مختلف اطمینان به پایبندی طرف مقابل احراز شود.

سوالات مهم در دوران نامزدی

سؤالات دوران نامزدی جهت آشنایی هرچه بیشتر دختر و پسر یکی از مهم‌ترین موارد است که باید به آن توجه شود. دوران نامزدی دورانی است حیاتی برای آینده پیش روی شما. در صورتی که شما در این دوران به شخصیت فرد مقابلتان پی ببرید قطعاً آینده بهتری خواهید داشت.

 

این سؤالات یکی از کامل‌ترین و جامع مجموعه‌ها این زمینه است:

1- کدام‌یک از دوجمله زیر به نظرشما درست‌تر است؟
اول: عشق به همدیگر وبعد به‌دست آوردن آشنایی.
دوم: آشنا شدن با همدیگر وبعد رشد دادن عشق.

2- به نظرشما یک زوج قبل از ازدواج در خصوص چه مواردی باید باهم گفتگو نمایند؟ ازلحاظ زمانی چقدر باید وقت اختصاص دهند؟

3- آیا حاضرید در مورد موارد زیر اطلاعاتی در اختیار همدیگر قرار دهید؟

نام – نام خانوادگی- سن- محل تولد- میزان تحصیل – شغل و سابقه شغلی- چندمین فرزند خانواده هستند- رشته تحصیلی- در قید حیات بودن ونبودن اعضاء خانواده – تعداد اعضاء خانواده و جنسیت آنان وسن آنان- تحصیل آنان- شغلی و ازدواج هرکدام – محل زندگی و خانواده هرکدام – وضعیت پدر و مادر از نظر سن و تحصیلات وشغلی – باچه کسانی اکنون زندگی می‌کنند.

4- آیا تصمیم دارد که بعد از ازدواج مستقل از خانوادده باشد آیاتوانایی مستقل شدن رادارد؟

5- نظر هرکدام در مورد زندگی مشترک یا مستقل از خانواده چیست؟

6- آیا در حال حاضر مستقل (ازلحاظ منزل) زندگی می‌کند؟ چگونه اینطور شده است؟

7- خانواده‌های هرکدام در مورد استقلال آنها چه نظری دارند و آیا این اجازه را به آنها می‌دهند؟

8- آیا خود فرد توانایی عاطفی و روانی مستقل شدن از والدین را دارد؟

9- فکرمی کنید که امروزه استقلال به‌ویژه استقلال عاطفی و روانی از خانواده تا چه حد در زندگی مشترک تأثیر گذار است؟

سؤالات قبل از ازدواج

10- آیا توانایی استقلال و برخورداری مادی مناسب را دارید؟

11- آیا فکر می‌کنید که ازدواج جزء جدایی ناپذیر و ضروری زندگی زندگی است؟ آیا فکرمی کنید که هر انسان سالمی باید در طول زندگی حتماً ازدواج کند؟ دلایل شما چیست؟

12- شما چرا می‌خواهید ازدواج کنید؟

13- انگیزه شما برای ازدواج چقدر است؟ به عبارت دیگر تاچه حد نیاز به ازدواج را در خودتان احساس می‌کنید؟

14- آیا ممکن است که شما به خاطر رها شدن از شرایط خانوادگی فشار آور ازدواج کنید؟

15- آیا ممکن است شما به خاطر نگرانی از بالا رفتن سن ازدواج کنید؟

16- آیا انگیزه شما از ازدواج ناشی از نیاز خودتان است یا اینکه به دلیل وسوسه‌ها یا فشارهای دیگران می‌خواهید ازدواج کنید؟

17- شما فکر می‌ کنید ازدواج تاچه حد در حفظ سلامتی روحی وروانی و جسمانی انسان موثراست؟

18- هدف‌های شما در زندگی تا به حال چه بوده‌اند و بعدازاین چه خواهند بود؟ اولویت آنها چیست؟

19- هدف‌های شما با هدف‌های خانواده‌تان (ازاین به بعد) چقدر همانندهسند؟

20- هدف‌های شما با هدف‌های خانواده اتان قبل از این چقدر همانند بوده است؟ اگر همانند نبوده یا اختلاف نظر احتمالی ایجادشده چه می‌کرده اید یا خواهید کرد؟ آیا تاثیری در تصمیم گیری‌های شما خواهد داشت؟

21- الگوی همسر ایده آل ازنظر شما چیست؟ قبلاً چه بوده است؟

22- الگوی همسر ایده آل از نظر خانواده شما چیست؟

23- آیا تفاوتی در نظرات شما وخانواده تان نسبت به الگوی همسر ایده آل وجود دارد؟

24- اگر تفاوتی وجود دارد نتایج احتمالی آن چیست و چگونه با آن کنار خواهید؟ آمد؟

سؤالات قبل از ازدواج

25- اطرافیان شما در طرز فکر و نگرش و انگیزه شما نسبت به ازدواج چه تأثیری داشته‌اند؟

26- خصوصیات فردی مانند چاقی، لاغری، زیبایی (جذابیت صورت وکلام و تناسب اندام) قد، وزن و تیپ داشتن چقدر برای شما مهمند؟

27- سابقه سلامت و بیماری از گذشته تا به حال چه بوده است؟ اگر مورد خاصی وجود دارد ذکر کنید.

28- سابقه سلامت وبیماری در خانواده شما و اقوام ازلحاظ جسمی روانی و ژنتیکی چگونه بوده است؟

29- آیا بلوغ جنسی برای شما به عنوان یک واقعه خوشایند بوده است یا اینکه باعث ناراحتی شما گردیده بوده است؟

30- به‌طور کلی در مورد جایگاه مسائل جنسی در زندگی زناشویی چه نظری دارید؟ در دوران نامزدی عشق ممنوع !

31- (در صورت بالا بودن سن طرفین) چرا تا به حال ازدواج نکرد ه اید؟

32- اگر خواستگاری رفته ویا خواستگار داشته‌اید؛ دلیل رد آنها چه بوده است؟

33- آیا سابقه تب و تشنج، سرماخوردگی مکرر، حساسیت‌های بدنی، حساسیت غذایی خاص، راه رفتن در خواب، دندان‌قروچه در خواب،
خرخر کردن در خواب داشته یا دارید؟

34- آیا خواب کم می‌بینید؟ یا زیاد؟ آیا خواب برجسته و مهمی داشته‌اید؟ در صورت امکان ذکر شود.

35- استرس‌های مهم زندگی شما چه بوده است؟ با آنها چگونه برخورد کرده‌اید؟

36- چه چیزهایی در زندگی برای شما تهدید به شمار می‌آید؟(زندگی فردی و مشترک)

سؤالات مهم در دوران نامزدی

37- آرزو دارید که چه چیزهایی در زندگی شما اتفاق بیفتد؟

38- چه آرزوهایی دارید؟ از چه چیزهایی خوشتان می‌آید؟ چه چیزهایی را دوست دارید که داشته باشید؟

39- ازچیزهای مورد علاقه کدام یک را در حال حاضر دارید؟

40- چه چیزهایی برای او مهم هستند و جنبه ارزشی دارند؟ اولویت‌های ارزشی او چیست؟

سؤالات قبل از ازدواج

41- در مواجه با سختی‌ها یا وقایع غیر منتظره و مخرب (سیل – زلزله- تصادف و…..) چه باید کرد؟ شما چه می‌کنید؟

42- علاقه‌مندی‌های خاص شما چیستند؟(ورزش – موسیقی – مسافرت – تحصیل وادامه آن – شغل – مطالعه – فرزند پروری – خانه داری و……)

43- ضرورت یا ضرورت‌های وجود فرزند چیست؟

44- نظر شما در مورد زمان فرزند دار شدن چیست؟ آیا نظر خاصی دارید؟ چرا؟

سؤالات قبل از ازدواج

45- آیا مایلید 2 یا 3 سال بعد از ازدواج فرزند دار شوید؟ در این مورد چقدر قاطع هستید؟ چه چیزی ممکن است تصمیم شما را عوض کند؟

46- چه راه یا راه‌های را جهت تأمین و تضمین هدف فوق در پیش خواهید گرفت؟

47- آیا حاضرید جهت آگاهی بیشتر و دقیق تر از روشهای جلوگیری از بارداری به متخصص زنان وزایمان و یا متخصص مراجعه کنید؟

48- کدام‌یک از شما داوطلب استفاده از این روشها هستید؟ هردو؟ هیچ‌کدام؟ چرا؟

سؤالات قبل از ازدواج

49- کدام‌یک از شما اصرار دارید بلافاصله بعد از ازدواج فرزند دار شوید؟ چرا؟

50- آیا حاضرید که بعد از به وجود آمدن تعداد کافی فرزند اقدام به عمل جراحی (وازکتومی، تویکتومی) نمادید؟ آیا در این مورد نظر خاصی دارید؟

51- تا چه حد حاضرید که از مشاور، پزشک و متخصص در رابطه با جنبه‌های مختلف زندگی‌تان (در صورت لزوم) کمک بگیرید؟ چه زمانی را شما مناسب جهت مراجعه با متخصصین می دانید؟ به عبارت دیگر موارد مورد لزوم به نظر شما در چه شرایطی هستند؟

52- در مورد تعداد فرزندان چه نظری دارید؟

53- در مورد نام فرزندان چه نظری دارید؟

سؤالات قبل از ازدواج دوران نامزدی

54- در مورد فاصله زمانی بین تولدها چه نظری دارید؟

55- در مورد جنسیت فرزندان چه نظری دارید؟

56- آیا شما اصرار خاصی در مورد دختر یا پسر بودن فرزندان دارید؟

57- نظرشما در مورد فرزند داری وفرزند پروری تاچه حد مستقل از خانواده‌هایتان است؟

58- آیا شما موافقید که والدینتان در پرورش فرزندان شما نقش یا دخالتی داشته باشند؟

59- شما تا چه حد برآورده کننده آرزوهای خانواده‌هایتان بوده‌اید یا هستید یا باید باشید؟

60- آیا فکر می‌کنید که یک ازدواج ارزش این همه گفتگو و توافق را دارد؟

61- چه مقدار میخواهید نامزد باشید و بعد از آن عروسی کنید ؟ در همین رابطه بخوانید : زمان مناسب بین عقد و عروسی (نامزدی)

=====

گاهی اوقات برخی از نکات ریز باعث کدورت و مسائلی بین شما و نامزدتان ممکن است پیش آید که بسیاری از آنها به نظر ساده می‌رسند. برخی از این موارد را که در دوران نامزدی‌تان باید از آن دوری کنید را در ادامه آورده‌ایم که امیدواریم مورد توجه قرار گیرد. در همین رابطه بخوانید : روش های مقابله با مشکلات دوران نامزدی

 

1) انتقاد کردن
حتماً شنیده‌اید که انتقاد کم و سازنده مفید است. این مسئله در مورد تمام افراد صادق است به‌جز نامزدتان! نامزد شما همکارتان نیست که اشتباهات کاری‌اش را با صراحت و جدیت یادآوری کنید. درباره نامزد و همسر، تنها پیشنهاد وجود دارد، حتی جایی که می‌خواهید انتقاد کنید!
مثلاً اگر از پوشش نامزدتان ناراضی هستید، بگویید: لباس جدیدت قشنگ است اما در لباس قبلی‌ات باوقارتر به نظر می‌رسیدی. این نوع انتقاد کردن چیزی از جدیت و تأثیرگذاری شما کم نمی‌کند و در عوض تأثیر حرفتان را احتمالاً بیشتر خواهد کرد.
یاد بگیرید که همین شیوه انتقاد را در تمام زندگی‌تان ادامه دهید. با این حال یادتان باشد که صحبت کردن درباره کلیات خیلی بهتر از صحبت کردن درباره جزئیات است.
بنابراین سعی نکنید که در مورد تک تک حرکات نامزدتان نظر بدهید. بلکه مثلاً به جای این که بگویید: «روز مادر باید خانه مادربزرگ‌های من هم بیایی. تازه هفته گذشته که تولد برادرزاده‌ام را هم فراموش کردی هیچ، یادت هم نمانده که امروز سالگرد عقد خواهرم است.» این طور بگویید: «مناسبت‌ها در خانواده من خیلی مهم هستند.
لطفاً برنامه‌هایت را طوری تنظیم کن که بتوانیم در آنها حضور داشته باشیم.» در حالت اول نامزد شما حس می‌کند مرتب در حال بازخواست شدن و تحقیر شدن است. اما در حالت دوم حس می‌کند شما از او مطالبه‌ای داشته‌اید که لازمه ورود به یک خانواده جدید است و رعایت کردنش کار سختی نیست.

اگر از پوشش نامزدتان ناراضی هستید، بگویید: لباس جدیدت قشنگ است اما در لباس قبلی‌ات باوقارتر به نظر می‌رسیدی. این نوع انتقاد کردن چیزی از جدیت و تأثیرگذاری شما کم نمی‌کند و در عوض تأثیر حرفتان را احتمالاً بیشتر خواهد کرد

2) کار، کار، کار
همسر آینده شما انتظار دارد که وقت بیشتری برای با هم بودنتان بگذارید و برای شناخت همدیگر، واکندن سنگ‌های هم و آشنا شدن با اخلاق یکدیگر اهمیت قائل شوید. اگر قرار باشد بیشتر وقتتان را با کار، دوستان یا درگیری‌های شخصی‌تان بگذرانید، هیچ قدم مثبتی برای شناخت همدیگر و آمادگی برای زندگی بر نداشته‌اید.

3) خاکی و ساده
خاکی بودن و ساده لباس پوشیدن، به معنی ژولیدگی نیست. نامزد شما دوست دارد شما را آراسته و زیبا ببیند. باور کنید نامرتب بودن شما چیزی به ارزش‌های وجودی‌تان اضافه نمی‌کند. البته این به معنای از آن ور بام افتادن نیست.
لازم نیست قبل از هر ملاقات یک روز تمام را جلوی آینه بگذرانید اما به نامزدتان حق بدهید که دوست داشته باشد همسر آینده‌اش را زیبا و مرتب ببیند. این اصلی است که نه تنها در دوران نامزدی، که بعد از آن هم باید رعایت کنید.
بنابراین در این مورد هیچ وقت خودمانی نشوید و به خیال این که همسر شما با شما این حرف‌ها را ندارد، نظافت و مرتب بودن را کنار نگذارید. این مورد آن‌قدر مهم است که می‌تواند نارضایتی‌های ناخودآگاه در زندگی شما به وجود آورد و ذره‌ذره شما را از یکدیگر دور کند.

4) کارآگاه بازی
قرارها، تلفن‌ها، رفت و آمد و جیک و پیک همسرتان را زیر نظر نگیرید. روی مکالمات او با خانواده‌اش، دوستان یا همکارانش ریز نشوید و مرتب سؤال و جواب نکنید. مگر آنکه بخواهید در همان لحظه نامزدی‌تان را مختومه اعلام کنید و زندگی آینده‌تان را از دست بدهید.
نامزد شما، مثل خود شما آدم بالغی است که می‌داند چطور روابطش را تنظیم کند. بنابراین سعی نکنید که چیزی را به او یاد بدهید یا از او درباره روابطش چه با خانواده و چه با دوستان پرس و جو کنید. ازدواج به معنی از دست دادن حیطه‌های فردی نیست و شما نمی‌توانید همسرتان را در تمام چهارچوب‌های شخصی‌تان جا کنید یا او را از زندگی اجتماعی‌اش ببُرید.

خاکی بودن و ساده لباس پوشیدن، به معنی ژولیدگی نیست. نامزد شما دوست دارد شما را آراسته و زیبا ببیند. باور کنید نامرتب بودن شما چیزی به ارزش‌های وجودی‌تان اضافه نمی‌کند. البته این به معنای از آن ور بام افتادن نیست

5) خانواده‌های جدید
ممکن است در روزهای اول، شما سوگلی خانواده همسرتان باشید که در هر مهمانی باید حضور پیدا کرده و زیر ذره بین عمه و عمو و خاله و دائی نامزدتان قرار بگیرید. این حساسیت خانواده‌های جدید، کاملاً طبیعی است.
همسرتان را به خاطر این که مجبورید در جمع خانواده او حاضر شوید سرزنش نکنید و اگر کلافه شدید، سعی نکنید این کلافگی را به نامزدتان نشان دهید یا بیان کنید. نامزد شما باید حس کند که خانواده او از نظر شما پذیرفته شده هستند و شما مایلید با خانواده او رابطه داشته باشید.
علاوه بر این یادتان باشد که هر خانواده‌ای اصول و آداب و رسوم خودش را دارد و بنابراین شما نمی‌توانید این اصول را نادیده بگیرید چون در غیر این صورت نامزدتان یا شرمنده می‌شود، یا پریشان. چند ساعت در هفته قوانین جدیدی را تحمل کردن سخت به نظر نمی‌رسد. این‌طور نیست

6) جلب حسادت
مردها معمولاً تصور می‌کنند که یکی از راه‌های جذب نامزدشان، حسود کردن اوست. دور کردن، غیر قابل دسترس بودن و البته پیچیده بودنشان. این رفتار شاید در نگاه اول چنین تأثیری داشته باشد اما مطمئن باشید که خیلی زود تیرتان به سنگ می‌خورد و نامزدتان از شما خسته می‌شود.
رابطه شما و نامزدتان باید یک رابطه پویا و پیش رونده باشد. قرار نیست یکی دنبال دیگری بیفتد و مدام سعی در جلب نظر او داشته باشد که حتی اگر این طور باشد، این وظیفه بیشتر از یک مرد انتظار می‌رود. بنابراین سعی نکنید حسادت همسرتان را جلب کنید که نتیجه آن دیر یا زود شکست خواهد بود. در عوض با تحسین و تمجید از او سعی کنید او را به خودتان امیدوار کنید.

سوالاتی که باید قبل از ازدواج پاسخ دهید

مجموعه: دانستنیهای قبل از ازدواج

 

 

سوالاتی که باید قبل از ازدواج پاسخ دهید

ازدواج وقتی می تواند موفق و سازنده باشد که بدانید چه چیزی از آن می خواهید. چرا با این فرد به خصوص ازدواج می کنید و بعد از رفتن زیر یک سقف از او چه انتظاراتی دارید. در این صورت می توانید امیدوار باشید که با چشم باز راهی مسیر تاهل شده اید.

  

برای داشتن یک ازدواج موفق، باید قبل از ازدواج تکلیفتان را با این سوالات مشخص کنید:

 

سوالاتی که برای انتخاب یک همسر مناسب، باید به آن پاسخ داد

 

1-چه کسی باعث رشد شما می شود؟

 

2- چه کسی به نیازهای روحی شما بهتر پاسخ می دهد؟

 

3- با چه کسی راحت تر می توانید کنار بیایید؟

 

4- چه کسی نیازهای مادی شما را بهتر برآورده می کند ؟

 

5- چه کسی باعث خشنودی و رضایت خاطر بیش تر شما می شود؟

 

بعد از پاسخگویی به این سوالات، باید اولویت ملاک ها و معیار ها در انتخاب همسر را در نظر داشته باشید. این ملاک ها عبارتند از:

 

الف- ملاک های درجه اول: این ملاک ها بسیار مهم تر از ملاک های درجه دوم هستند و کار ارزیابی را باید از این ملاک ها شروع کرد. 1- ایمان 2-اخلاق 3- تشابه علاقه ها و سلیقه ها

 

ب- ملاک های درجه دوم: این ملاک بستگی به شرایط اقتصادی و پایگاه اجتماعی آن ها دارد به گونه ای که بیشتر از حد به این ملاک ها اهمیت می دهند دچار درد سرهای بزرگی می شوند عده زیادی باید توجه داشته باشند به دلیل زرق و برقی که این ملاک ها دارندافراد نباید بی جهت گم شده شان را در دارندگان این ملاک ها جستجو کنند و گذشته از ظاهر به گشت گذاری هم در باطن افراد باشید. این نکته را به خاطر بسپاریدکه ازدواج برای توانمندی شخصیت فضایل اخلاق و به نمایش گذاشتن جوانمردی و محبت زنانگی و یافتن عزت نفس است. 1- ثروت 2- تحصیلات

 

توقع از وظایف و مسئولیت های خانوادگی

زن و شوهر باید درباره وظایف و مسئولیت های زناشویی وحدت نظر داشته باشند طرز فکر افراد به دو دسته تقسیم می شود: بعضی از افراد درمورد وظایف و مسئولیت های زن وشوهر سنتی فکر می کنند. به این معنا که زن مدیریت خانه را بر عهده بگیرد و مرد مدیریت بیرونی منزل را. این نوع افراد باید با فردی ازدواج کنند که با او هم فکر باشد. اما دسته دوم شیوه مدیریت مشارکتی هستند که براساس ویژگیها ی فطری و طبیعی در زن و مرد است.

 

اختلاف هایی که می تواند به خوشبختی زندگی زناشویی لطمه بزند عبارتند از:

1- میزان انرژی: وقتی یکی از طرفین پر انرژی و در مقابل همسر او کم انرژی باشد. این افراد به مشکل عدیده ای برخورد می کنند و این اختلاف در زمینه های معاشرت اجتماعی، و مذهبی خود را نشان می دهد.

 

2- عادات شخصی: وقتی زن وشوهر عادات شخصی متفاوتی با هم دارند به تدریج وحدت میان آنها رو به نقصان می رود و این در مواردی مانند وقت شناسی، نظم و ترتیب، وابستگی، و احساس مسئولیت اشاره کرد.

 

3- استفاده از پول: بسیاری از زوجها در اثرفقدان بر سر مسائل مالی دچار مشکل می شوند یکی می خواهد پولش را پس انداز کند و دیگری به خرج کردن پول و خوش بودن در لحظه علاقمند است اختلافاتی مانند این می تواند بر زندگی زنا شویی تأثیر بگذارد.

 

4- علائق و مهارت های کلامی : اگر یکی از زوجین پر حرف و دیگری کم حرف باشد چه مشکلی پیش می آید؟ اگر یکی به هنگام صرف غذا علاقمند به حرف زدن باشد و همسرش بخواهد سکوت کند یا یکی از طرفین علاقمند به مکالمه ی تلفنی طولانی باشد زمینه اختلاف را پایه ریزی کرده اند.

 

بعضی از افراد درمورد وظایف و مسئولیت های زن وشوهر سنتی فکر می کنند. به این معنا که زن مدیریت خانه را بر عهده بگیرد و مرد مدیریت بیرونی منزل را. این نوع افراد باید با فردی ازدواج کنند که با او هم فکر باشد. اما دسته دوم شیوه مدیریت مشارکتی هستند که براساس ویژگیها ی فطری و طبیعی در زن و مرد است

 

قبل از ازدواج این 25 سئوال را حتماً از همسر آینده خود بپرسید:

1. آیا شما می‌خواهید بچه‌دار شوید؟ اگر مایلید چند فرزند؟

 

2. اگر زمانی مشخص شد من یا شما قادر به بچه‌دار شدن نیستیم، آیا قبول دارید که فرزندی را از پرورشگاه بپذیریم و بزرگ کنیم

 

3. اگر در آینده صاحب فرزند شویم، آیا حاضرید او را به مهدکودک بفرستیم؟ در غیر این صورت چه کسی از او نگهداری خواهد کرد؟

 

4. آیا مادر باید از شغل خود چشم بپوشد و از فرزندان نگهداری کند؟ در این صورت وضعیت مالی زندگی مشترک به چه وضعی در خواهد آمد؟ آیا مرد خانه قادر است در این صورت زندگی را به تنهایی اداره کند؟

 

5. تعطیلات را چگونه بگذرانیم؟ آیا برنامه تعطیلات را دو نفری خواهیم گذراند یا حتماً باید با فامیل به تعطیلات برویم؟

 

6. در مواقعی که جر و بحث پیش می‌آید،چه واکنشی نشان می‌دهید؟ آیا عصبانی می‌شوید؟ در صورت عصبانیت چه رفتاری از خود نشان می‌دهید؟‌

 

7. نظر شما در مورد تعهد به زندگی چیست؟

 

8. در مورد فرزندان چه رفتار و انطباقی مدنظرتان است؟

 

9. عقاید مذهبی شما چگونه است؟

 

10. در مورد روابط زناشویی چه‌نظری دارید؟

 

11. در مورد مسائل مالی چه‌نظری دارید؟ درآمد هرکدام از ما چگونه خرج می‌شود؟

 

12. هزینه‌های زندگی بر چه مبنایی تعیین می‌شود؟ منبع درآمد چگونه است و آیا کفایت زندگی مشترک را می‌کند؟ آیا امکان پس‌انداز وجود خواهد داشت؟

 

13. .2سال، 5 سال، 10 سال و 20 سال آینده، خود را چگونه می‌بینید؟

 

14. ساعات خواب و بیداری و کارتان چگونه است؟ صبح‌ها زود بلند می‌شوید؟ آیا عادت دارید شب‌ها تا دیروقت بیدار باشید؟

 

15. چه‌کسی مسئول خرید منزل، پخت و پز و تمیز کردن است؟ آیا در این زمینه کمک می‌کنید؟

 

16. عادت خرج‌کردن پول در شما چگونه است؟ هر ماه چه میزان پس‌انداز می‌کنید؟

 

17. آیا در خانواده شما سابقه بیماری روانی وجود دارد؟

 

18. در مورد مسائل زیر،اهداف طولانی‌مدت و کوتاه‌مدت شما چگونه است: شغل، فرزندان، مالکیت منزل و هر نوع متعلقات که به هر دوما مربوط است؟

 

19. کجا زندگی خواهیم کرد؟ محل سکونت و منزل ما کجا و با چه شرایطی خواهد بود؟‌

 

20. شهر محل سکونت ما کجا خواهید بود؟ آیا این شهر تغییر می‌کند؟

 

21. آیا شغل شما به صورتی است که مجبورید شب‌ها کار کنید؟

 

22. آیا برای همسر آینده خود محدودیت‌هایی در ذهن دارید؟

 

23. وقتی استرس دارید، ناراحتید و یا درگیری ذهنی شدیدی دارید، بهترین روش کمک به شما چیست؟

 

24. اگر در ازدواج مشکلی پیش بیاید، تا چه مدت می‌توانید صبر کرده و مشکل را حل کنید؟ آیا مسئله‌ای در ذهنتان وجود دارد که اگر در زندگی مشترک بروز کند به‌نظرتان غیرقابل ترمیم و جبران است؟

 

25. پنج روش کوچکی که شما به وسیله آن هر روز می‌توانید به همسرتان بگویید و نشان دهید که دوستش دارید (البته بدون آنکه همسرتان تقاضا کند) چیست؟ پاسخ بعضی سوِالات به زمان زیادی احتیاج دارد. برای پاسخ به این سوِالات بهتر است هر دوی شما وقت بگذارید.

 

نگذارید نداشتن پاسخ برای یک سوِال مانع بررسی سایر سوِالات شود. اگر پاسخ یک سوِال به تفکر بیشتری احتیاج دارد ،فعلاً از آن بگذرید و به سراغ سوِال بعدی بروید. یادتان باشد بهترین ازدواج‌ها بر مبنای پایه و اساس محکم و قوی استوار شده‌اند.