مقدمه:

حضرت علي (ع) مي فرمايد:

بريكيگرحسد نبريدوخودرا درمخاطرات دنيا وآخرت نيازاريد.

يكي از رذايل اخلاقي صفات انساني حسد است وآن بارشك وغبطه متفاوت است كه درادامه درباره آن توضيحات لازم مي آيد.

حسد:

علماء اخلاق درمعناي حسدفرموده اند:حسدعبارتست ازآنكه آدمي دوست نداشته باشدنعمتي نصيب ديگري شودواگرشدآرزوي زوال آن رابكند.ازخبائث نفس حسود اينست كه نميتواند ببيندنعمتي به ديگري برسد.

علت حسددوچيزاست يـــكي نقص وديگري ضعف .آدمي كه حسد ميورزدبراي اينست كه خودرافاقدصفات كمالي مي بيندكه ديگري واجد آن صفت مي باشدوچون از اينكه خود داراي آن صفت كمال باشدضعيف است ونميتواندآنرابدست آورد آرزو ميكندكه ايكاش آن كمال ازديگري هم گرفته شود.پس چون ناقص است :يعني خودش  داراي مقام بلند-ثروت زياد-ياشهرت ومحبوبيت نيست وازطرفي هم ضعيف است :يعني نميتواندمردانه وارد ميدان شودوعاملي راكه باعث بالارفتن مقام ياثروت ياشهرت ومحبوبيت ميشودبدست آورد وياآنقدرتسلط به نفس ندارد تابه آنچه كه داردقانع باشدپس حسدميورزد.

حسودهرگاه ديدكه كسي ميخواهديك درجه اززندگي بالاتررودآرزوميكندكه بيفتدوپايش بشكندتااز وي جلوترنيفتدبلكه عقبتر هم بماندكه اگرخوداوقدرت جلوافتادن راداشت آرزوي افتادن وشكستن پاي ديگري رانداشت .

واما((غبطه )):

اگرآدمي ديدكه نعمتي به كسي رسيدوآرزوي زوال ونابودي آن رانكردبلكه آرزوكردكه خودش نيزداراي آن نعمت شوداين حسدنيست بلكه (غبطه )است وغبطه ازنظرعلماء اخلاق مذموم نيست وحتي ميتوان گفت كه ازنظرشرع مقدس نيزشايسته است آنجاكه در آيه 26 سوره مباركه (مطففين)ميفرمايد:((وفي ذلك فليتنافس المتنافسون ))يعني :

((براين نعمت وشادماني ابدي بايدبه شوق ورغبت بكوشند))زيراتنافس دراصطلاح رايج مابه معني (چشم وهم چشمي )است كه غالباانسان رابه طلب كمالات تشويق وترغيب ميكند.

اماحسدوغبطه درواقع ازيك ريشه اند منتها اگراصل اين غريزه دروجودانسان باضعف وزبوني همراه نباشدعامل ترقي هم ميشودزيراانسان شايسته هرقدرببيندكه ديگران به مقامهاي بالابرسند يابهره هاي كلان ببرندبيشترخوشحال مي شود

زيرامي فهمدكه اونيزباتلاش ميتواندهمين مقام رابدست آوردامااگرضعيف باشدچون درخودآن كفايت وشايستگي  رانمي بيند ياآن اندازه مناعت طبع نداردكه به پيشرفت ديگران بي اعتناباشدناچارصفت غبطه به حسدتبديل ميشودوبه گفته دانشمندي ازمعاصران ((حالاكه او يك چشم داردپس ديگران همه كورشوندتادرشهركوران كه اويك چشم داردبرترازهمه باشد)).

آدم حسوداززوال ونابودي نعمت ديگري لذت ميبردوچه بسابراي محروميت ديگران خودرابه زحمت وخطربياندازد.داستاني ازمحدث قمي (ره)نقل شده است كه :

مرد متدين ومحترمي موردحسدهمسايه اش قرارگرفت وهرچه اين مردهمسايه خواست كه آبروي اورادرميان مردم ببردنتوانست بالاخره دست به عمل احمقانه اي زدوآن اينكه خودرابوسيله اي بكشدوخونش رابه گردن آن مردمحترم بياندازد.به همين دليل غلامي خريدوتربيت كردوهمه گونه نيكي درباره اش انجام دادتاآن كه شبي ازاودرخواست كردكه درمقابل اين همه محبتي كه به اوكرده است يك حاجت اورابرآوردوآن اينكه سرمولاي خودرابرپشت بام آن همسايه ببردوخودش هرجاكه خواست برودوسه هزاردرهم نيزبه اودادكه خرج راهش كند.

پس چاقوي تيزي تهيه كردوبه غلام داد.غلام هرچه اصراركردكه اوراازاين كارمنصرف كندنتوانست پس همان

كاري راكه خواسته بودكردواوراغلطان درخون خودبالاي پشت بام همسايه گذاشت ورفت .چون روزشدهمسايه هامردمحترم رابه جرم قتل بازداشت كردندامابعدازاندك زماني غلام كه متوجه نيت كار صاحبش شده بودرفت وهمه چيزرااقراركردوآن مردخداآزادشد.

اين است كه رسول اكرم (ص)همه روزه ازشش چيز به خداي بزرگ پناه ميبرد:((شك وشرك وحميت وغضب وظلم وحسد)).

شيخ كليني ازامام صادق (ع) روايت ميكندكه ((حسدايمان راازبين ميبردهمانگونه كه آتش هيزم را)).

توانم آن كه نيازارم اندرون كسي                          حسودراچه كنم؟كه اوزخودبه رنج دراست .

  نتيجه گيري :

ازآنچه كه درباره حسد گفته شد اين نتيجه اخلاقي را مي توان گرفت كه انسان واقعي كسي است كه آنچه را كه براي خود مي خواهد براي ديگران هم بپسندد زيرا حسود به اندازه اي از داشته ديگران ناراحت است كه سلامتي وتندرستي ازاو دور مي شود.

بارالها به تو پناه مي برم ازاينكه حسد برمن چيره شود ومن مغلوب حسد گردم.

منبع:صحيفه سجاديه نویسنده : غلامرضا کریمی فر دانشجوی رشته حقوق