بدگمانی، از بدبینی و افکار منفی فرد سرچشمه می گیرد و پی آمدهای ویرانگری بر جای می گذارد، از این رهگذر، در قرآن کریم و روایت های اهل بیت علیهم السلام آشکارا مسلمانان از بدگمانی برحذر داشته شده اند، چنان که خداوند در قرآن کریم می فرماید

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ.(حجرات: 12)

ای اهل ایمان، از بسیاری از گمان ها دوری کنید که برخی گمان ها معصیت است

پیامبر اسلام نیز فرمود

ان الله تعالی حرم من المسلم دمه و ماله و ان یظن به ظن السوء

خداوند خون و مال و بدگمان شدن به مسلمان را حرام کرده است

از امام صادق علیه السلام نیز در این باره روایت می کنند

ان المومن اخ المؤمن لایشتمه و لایحرمه و لایسیء به الظن

مؤمن برادر مؤمن است. او را دشنام نمی دهد. محروم نمی کند و به او بدگمان نمی شود

بدگمانی بیجا بسان بیماری عفونی است که اگر به موقع درمان نشود، عفونت ناشی از آن، سراسر بدن را فرامی گیرد، اعضای او را از کار می اندازد و به نابودی می کشاند. گاهی انسان بدگمان، به همه چیز و همه کس بدگمان و منفی نگر می شود. این گونه بدگمانی می تواند، پی آمدهای زیان بار اجتماعی نیز به همراه داشته باشد. به گواهی پرونده های موجود در حوزه های قضایی و مراجع انتظامی و نیز به گفته روان شناسان، در بسیاری از اقدام های جنایی و قتل ها، ردپای بدگمانی به طور آشکار به چشم می خورد

دین مقدس اسلام، اصل را در رفتار با مردم، بر خوش گمانی قرار داده است؛ زیرا بدگمانی بیجا درباره دیگران، نوعی تحقیر شخصیت آنهاست و به پیوندهای اجتماعی نیز آسیب جدی می زند

بدگمانی، نوعی بیماری فکری و اخلاقی است که به شکل منفی در فرد، کسی یا چیزی ایجاد می شود. فرد بدگمان و بدبین کسی است که برداشت های ذهنی خود را از دیگران بر وجه زشت و نادرست حمل می کند، در حالی که حمل بر وجه شایسته نیز وجود دارد.

بدگمانی به خداوند

از نظر خداوند، بندگانی که به پروردگار مهربانشان بدگمان هستند، سزاوار عذابند. در قرآن کریم در این باره آمده است

وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِینَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیرًا. (فتح: 6)

و تا مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که درباره خداوند بداندیشند، عذاب کند. پیشامد بد روزگار برآنان باد و خداوند بر آنها خشم گرفته و لعنت آورده و بر ایشان دوزخ را آماده ساخته و این، بدسرانجامی است

بنابراین آیه شریفه، این منافقان و مشرکان هستند که به خداوند گمان بد می برند. خداوند درباره نتیجه بدگمانی بندگانش به او، در آیه دیگری فرموده است

وَذَلِكُمْ ظَنُّكُمُ الَّذِی ظَنَنتُم بِرَبِّكُمْ أَرْدَاكُمْ فَأَصْبَحْتُم مِّنْ الْخَاسِرِینَ. (فصلت: 23)

و این گمان بدی بود که درباره پروردگارتان داشتید و همان سبب هلاکت شما شد وسرانجام، از زیان کاران شدید

این آیه شریفه درباره گروهی از کافران است که گمان می کردند خداوند اعمال آنها را نمی بیند و سخنانشان را نمی شنود و همین بدگمانی به خداوند، سبب ساز هلاکتشان شد.

از سوی دیگر، به همان اندازه که بدگمانی آدمی به خداوند عذاب و هلاکت او را در پی دارد، خوش گمانی او به خداوند نیز آثار بسیار مثبت و سازنده در دنیا و آخرت دربردارد، تا آنجا که امام صادق علیه السلام در روایتی می فرماید

ان الله عند ظن عبده، ان خیرا فخیر و ان شرا فشر

خداوند نزد گمان بنده خویش است. اگر گمان نیک ببرد، نتیجه اش نیک و اگر گمان بد ببرد، نتیجه اش بد است

البته بدیهی است که آن گمان نیکی مقصود است که با عمل همراه باشد

. اقتضای مقام کبریایی خداوند، خوش گمانی به اوست

بدگمانی به خداوند به معنای نگاه کردن به نور، از پشت شیشه تار است که فیض بی واسطه دیدن نور را از انسان می گیرد

پی آمدهای بدگمانی

بدگمانی، پی آمدهای زیانبار اخروی و دنیوی در زندگی فردی و جمعی به همراه دارد. این حالت منفی روحی، امنیت و آرامش را از فرد می گیرد، سبب گوشه گیری و تنهایی او می شود و اعتماد به نفس و آرامش روانی او را برهم می زند.

نتیجه گیری

تنها متوجه خود فرد نیست، بلکه جامعه را نیز دربردارد و این مسئله، نظام اجتماعی و خانوادگی را آشفته می سازد. برخی از مهمترین آثار اجتماعی بدگمانی، عبارتند از: سلب امنیت و آرامش از خانواده و جامعه، رواج بی اعتمادی در جامعه، کم رنگ شدن دوستی ها و محبت ها و تبدیل آن به دشمنی، رواج رذیلت های اخلاقی مانند غیبت، تهمت، عیب جویی، بغض و کینه، روی آوردن فقر و تنگ دستی و از میان بردن سلامت و امنیت روانی جامعه

پیشوایان دین، بر پرهیز از بدگمانی و زشت و گناه شمردن آن، با در نظر داشتن پی آمدهای منفی آن، بسیار سفارش کرده اند. این ویژگی منفی روحی، آخرت فرد و روان و اخلاق و سلامت جامعه را هدف قرار می دهد و پیوندهای اجتماعی را سست و آسیب پذیر می سازد

منابع

۱- سیدمحمد شجاعی، بدگمانی ریشه ی فتنه ها و اختلاف ها، ص 54

2- حسن بن شعبه حرانی، تحف العقول، ص 50.

3- محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 72، ص 201.

4- فضل بن حسن طبرسی، ترجمه، تفسیر مجمع البیان، ج 23 و 24، ص 830.

5- عبدالمجید معادیخواه، فرهنگ آفتاب، ج 2، ص 682.

6- نهج البلاغه، نامه 53.

7- محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ج 7، ص 3399.

8- سید محمد شجاعی، بدگمانی ریشه ی فتنه ها و اختلافها، ص 107