رذیلت اخلاقی دروغ؛ آفت اعتماد عمومی
درجه بالای اعتماد مردم به یکدیگر و به حاکمان و متقابلا حاکمان
به مردم، در اینگونه جوامع و ترجیح صداقت به دروغ، شهروندان را در یک فضای
اطمینان بخش روحی و روانی قرار داده و سطح مشارکت و زندگی در فضایی اجتماع
محور و نه شخص محور و همچنین ترجیح منافع عمومی به منافع شخصی را به طرز
چشمگیری بالا برده و بخش اعظم پیشرفتهای حاصله در این جوامع نیز ناشی از
همین شرایط حاکم است. در اینجا مقصود نادیده گرفتن منافع جامعه و به کناری
نهادن آن و ترجیح منافع شخصی و در اولویت قرار دادن آن است و موضوع حقوق
شهروندی و انسانی و ضرورت تلاش برای استیفای آن، بحث دیگری است.
حال در جوامعی که بیاعتمادی، بیصداقتی، اولویت نفع شخصی بر منافع جمعی، و خروج از جاده اخلاق و انصاف، حرف اول را بزند و در عین حال، دروغ و تزویر نه تنها قبیح شمرده نشده و به عنوان یک امر مذموم و ناپسند، ناهنجاری تلقی نشود، تردیدی نباید داشت که بنیانهای آن جامعه، از خانواده به عنوان یک جمع اجتماعی کوچک تا اجتماعات بزرگ در لایههای مختلف جامعه، دچار اختلال اساسی و ویرانکننده خواهد شد و تا مادامی که دروغ، در میان جامعه و روابط روزمره و طبیعی افراد، امری ناپسند و جزء خطوط قرمز اخلاقی تلقی نشود، امیدواری به بهبود شرایط و وضعیت زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این جوامع، انتظاری بیهوده و تحققناپذیر است و آن جامعه هرچه بیشتر به سمت پسرفت و عقبماندگی در همه حوزههای زندگی بشر، حرکت خواهد کرد.
شکاف در روابط عاطفی خانوادهها و رشد افسردگی و ناامیدی نیز از این قاعده مستثنی نیست و نتیجه طبیعی شکستن قبح دروغ و پنهانکاری، رشد فزاینده بیاعتمادی و بیاخلاقی در خانوادهها همانند جامعه است و ترمیم آن، امری بس دشوار و در مواردی امکانناپذیر است. در واقع وقتی در خانوادهای به عنوان یک نمونه اجتماعی کوچک، بیاعتمادی، بیاخلاقی و دروغ، جایگزین صداقت و راستی شد، دیگر نباید انتظار بروز و ظهور رفتارهای عاطفی و صادقانه داشت.
در چنین شرایطی، وقتی ارزشهای انسانی و بشری، از جمله اخلاق، صداقت و راستگویی نادیده گرفته شد، و اعتماد عمومی و اعتماد در میان تکتک افراد جامعه از میان رفت و شهروندان بقاء خود را در دروغگویی دیدند، سرمایه اجتماعی از بین میرود و شکی در این نیست که جامعه فاقد سرمایه اجتماعی (اعتماد)، ظرفیت لازم پیشرفت و رشد را از دست میدهد و ریسک سرمایهگذاری در آن، اعم از سرمایهگذاری مادی و معنوی افزایش مییابد و در نتیجه جامعه مذکور رفته رفته با بحران مواجه شده و بیاعتمادی شکننده حاکم می شود.
پس نباید تردید کرد که اخلاقی بودن، راستگویی، درستکاری، صداقت، وفای به عهد، انصاف و عدالتخواهی، ارزشهای اعتمادآفرین هستند و تقویت و ترویج آن در سطح جامعه و گسترش و بسط این فرهنگ ضروری و انکارناپذیر در زندگی بشر، بنایی محکم برای اخلاقی شدن و اخلاقی ماندن جامعه و پیشرفت و توسعه خواهد بود.
به همین دلیل است که تحقیقات و پژوهشهای متعدد اجتماعی و جامعهشناسی نشان میدهد که جوامع پیشرفته و توسعهیافته از سطوح بالاتر سرمایه اجتماعی از قبیل اعتماد، مشارکت، همبستگی، ثبات و ارزشهایی از این دست برخوردارند.
حال که ما مسلمانیم و در تعالیم و آموزههای دینی همواره بر قبح دروغ تاکید شده و این فعل قبیح در ذیل گناهان کبیره قرار گرفته است، و پیامبر رحمت نیز هدف خود از بعثت را چیزی جز تکمیل مکارم اخلاق ندانسته و همچنین فرموده است که «دروغگو، دروغ نمیگوید مگر به سبب حقارتی که در نفس خود دارد»، یا امام علی (ع) که فرموده است: «هیچ عمل قبیحی به قبح دروغگویی نیست»، آیا نباید راستگویی، این سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی که از ارکان رکین آن سرمایه است را پاس بداریم و مانع از به حاشیه رفتن آن شویم؟
ایجاد سلامت اجتماعی و امنیت روانی برای افراد و جامعه و برخورداری از جامعهای پیشرفته، با فضیلت و اخلاقی، تنها در گرو ترویج فضائل اخلاقی و اجتماعی و نفی و حذف رذایل است، و البته با لحاظ این مهم که صداقت و راستگویی و قبیح خواندن دروغ، یک مساله اخلاقی صرف نیست، بلکه فاکتور مهمی در فهم و درک و نقد امور در کلیه حوزههای اجتماعی است.
حال در جوامعی که بیاعتمادی، بیصداقتی، اولویت نفع شخصی بر منافع جمعی، و خروج از جاده اخلاق و انصاف، حرف اول را بزند و در عین حال، دروغ و تزویر نه تنها قبیح شمرده نشده و به عنوان یک امر مذموم و ناپسند، ناهنجاری تلقی نشود، تردیدی نباید داشت که بنیانهای آن جامعه، از خانواده به عنوان یک جمع اجتماعی کوچک تا اجتماعات بزرگ در لایههای مختلف جامعه، دچار اختلال اساسی و ویرانکننده خواهد شد و تا مادامی که دروغ، در میان جامعه و روابط روزمره و طبیعی افراد، امری ناپسند و جزء خطوط قرمز اخلاقی تلقی نشود، امیدواری به بهبود شرایط و وضعیت زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این جوامع، انتظاری بیهوده و تحققناپذیر است و آن جامعه هرچه بیشتر به سمت پسرفت و عقبماندگی در همه حوزههای زندگی بشر، حرکت خواهد کرد.
شکاف در روابط عاطفی خانوادهها و رشد افسردگی و ناامیدی نیز از این قاعده مستثنی نیست و نتیجه طبیعی شکستن قبح دروغ و پنهانکاری، رشد فزاینده بیاعتمادی و بیاخلاقی در خانوادهها همانند جامعه است و ترمیم آن، امری بس دشوار و در مواردی امکانناپذیر است. در واقع وقتی در خانوادهای به عنوان یک نمونه اجتماعی کوچک، بیاعتمادی، بیاخلاقی و دروغ، جایگزین صداقت و راستی شد، دیگر نباید انتظار بروز و ظهور رفتارهای عاطفی و صادقانه داشت.
در چنین شرایطی، وقتی ارزشهای انسانی و بشری، از جمله اخلاق، صداقت و راستگویی نادیده گرفته شد، و اعتماد عمومی و اعتماد در میان تکتک افراد جامعه از میان رفت و شهروندان بقاء خود را در دروغگویی دیدند، سرمایه اجتماعی از بین میرود و شکی در این نیست که جامعه فاقد سرمایه اجتماعی (اعتماد)، ظرفیت لازم پیشرفت و رشد را از دست میدهد و ریسک سرمایهگذاری در آن، اعم از سرمایهگذاری مادی و معنوی افزایش مییابد و در نتیجه جامعه مذکور رفته رفته با بحران مواجه شده و بیاعتمادی شکننده حاکم می شود.
پس نباید تردید کرد که اخلاقی بودن، راستگویی، درستکاری، صداقت، وفای به عهد، انصاف و عدالتخواهی، ارزشهای اعتمادآفرین هستند و تقویت و ترویج آن در سطح جامعه و گسترش و بسط این فرهنگ ضروری و انکارناپذیر در زندگی بشر، بنایی محکم برای اخلاقی شدن و اخلاقی ماندن جامعه و پیشرفت و توسعه خواهد بود.
به همین دلیل است که تحقیقات و پژوهشهای متعدد اجتماعی و جامعهشناسی نشان میدهد که جوامع پیشرفته و توسعهیافته از سطوح بالاتر سرمایه اجتماعی از قبیل اعتماد، مشارکت، همبستگی، ثبات و ارزشهایی از این دست برخوردارند.
حال که ما مسلمانیم و در تعالیم و آموزههای دینی همواره بر قبح دروغ تاکید شده و این فعل قبیح در ذیل گناهان کبیره قرار گرفته است، و پیامبر رحمت نیز هدف خود از بعثت را چیزی جز تکمیل مکارم اخلاق ندانسته و همچنین فرموده است که «دروغگو، دروغ نمیگوید مگر به سبب حقارتی که در نفس خود دارد»، یا امام علی (ع) که فرموده است: «هیچ عمل قبیحی به قبح دروغگویی نیست»، آیا نباید راستگویی، این سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی که از ارکان رکین آن سرمایه است را پاس بداریم و مانع از به حاشیه رفتن آن شویم؟
ایجاد سلامت اجتماعی و امنیت روانی برای افراد و جامعه و برخورداری از جامعهای پیشرفته، با فضیلت و اخلاقی، تنها در گرو ترویج فضائل اخلاقی و اجتماعی و نفی و حذف رذایل است، و البته با لحاظ این مهم که صداقت و راستگویی و قبیح خواندن دروغ، یک مساله اخلاقی صرف نیست، بلکه فاکتور مهمی در فهم و درک و نقد امور در کلیه حوزههای اجتماعی است.
برگرفته و سپاس از مدیریت سایت تابناک
+ نوشته شده در شنبه ۱۱ دی ۱۳۸۹ ساعت 2:59 PM توسط مهدی سوری
|
تقدیم به همه آنانی که در راه اعتلای اخلاق این دغدغه همیشگی همه رسولان الهی قدم بر می دارند فراموش نکنیم که امروزه بیش از هر زمانی به اخلاق به عنوان یک نیاز فطری و ضرورت اجتماعی نیازمندیم. اقوام روزگار به اخلاق زنده اند قومی که بود فاقد اخلاق مردنی است.