هردياري آييني برگرفته از خلق و خوي مردمان آن ديار دارد، آيين هاي فرهنگي ملتها، آينه هاي چگونه انديشيدن آنها به چگونه بودنشان است و نوروز آييني چيده شده در سفره هاي ذهن و آينه دل ايرانيان. هزاران سال است كه پارسيان تولد بهار را جشن مي گيرند و خانه تكاني مي كنند. تولد بهار تولد شور و شوق، سبزه و اميد و حركت است. صداي پاي بهار هم صداي دعوت به دوباره زيستن است، صداي موسيقي دل انگيز حيات در دستگاه آفرينش كه زمين نمي ميرد و دراين هنگامه همه خود را براي نكوداشت نوروز كه رسمي همه ساله است آماده مي كنند. رسمي كه هرسال تكرار مي شود، تكراري كه ملال آور نيست.

گاهي به خاطر ديدن مداوم اين اتفاق فراموش مي كنيم با رفت وآمد شبانه روز، با طلوع و غروب خورشيد چگونه بايد مواجه شويم و چه اندرزي بگيريم.
اما نوروز ما را از اين رخوت و بي تفاوتي بيرون مي آورد تا از اين تكرار زيبا اما خفته آفرينش رها شويم و در كنار خانه تكاني منزل به خانه تكاني دل هم بپردازيم.
اين روزها همه جا حرف از خانه تكاني خريد لباس نو و انجام كارهاي عيد و خلاصه به استقبال بهار رفتن است.
اما همه فقط به رسم عادت توصيه به خانه تكاني دل مي كنند هرچند خانه تكاني از منازل كاري پسنديده و درعين حال تكراري است كه همه در آخر سال به روش هاي مختلف و به نحو مطلوب انجام مي دهيم و در انجام اين كار نيز تقريبا همه موفقيم و اهميت ويژه براي آن قائل هستيم، اما خانه تكاني دل ها و قلب ها كه لفظ كلام همگي ماست و آن را هميشه مانند نقل و نبات به هم توصيه مي كنيم. چقدر برايمان اهميت دارد؟ چقدر به فكر پاك كردن و زدودن گردوغبارهاي دروني مان هستيم؟ تا چه ميزان براي ورود به سال جديد جان و روحمان را آماده كرده ايم. براستي چه خوب مي شود همان طور كه واقعا به خانه تكاني منازل مشغوليم به خانه تكاني دل ها نيز با جديت و كوشش بپردازيم.
خانه تكاني دل را نيز همگي به اتفاق انجام دهيم و آن وقت معني واقعي لذت را بهتر درك كنيم.

بیایم همه با هم سبكبال به پيشواز بهار برويم