بنابراین، این انگیزه‏ های مذهبی و طبیعت گرایی و نوع دوستی و همراهی و شادمانی اینها همه با هم یکدست شده و همراه با وقایعی که در این روز اتفاق افتاده نظیر برتخت نشستن جمشید یا قیام کاوه آهنگر، یا بعد از اسلام روایت شده که در چنین روزی علی(ع) به خلافت رسید، نوروز را همراه با وقایعی که در آن اتفاق افتاده  درتاریخ ایران ماندگار کرده است.
 
در فرهنگ نوروز بیشترین شیوه‏ های مردمی و همراهی با طبیعت دیده می‎شود. از قبل آنکه چهارشنبه سوری با شور و نیایش آتش و شعله افروختن همراه می‎شود باز می ‏بینیم که سابقه دیرین تاریخی دارد و همینطور ازنوروز که دید و بازدید و رفتن به پیش بزرگترها باشد با پوست و گوشت ایرانی و با فکر و ذهن آنان همیشه همراه بوده است.
 
تقارن نوروز با وقایع مهم تاریخی در این روز و گره خوردن آن با بسیاری از ارزشهای ملی و مذهبی ایرانیان این مراسم را برای همیشه درنزد ایرانیان ارزشمند و پر اهمیت ساخته است.

آداب نوروز از جمله نوشدن، آشتی کردن، به دیدار بزرگترها رفتن و سپاس از خداوند سرشار از اخلاق و انسانیت هستند.
 زمان برگزاری این جشن  که در موقعیت اعتدال بهاری رخ می‏ دهد آغاز زایش طبیعت است از این جهت که با دگرگونی طبیعت و فصل زایش همراه است . این جشن یک هویت تاریخی را از گذشته‏ های دور بطور مداوم تا امروز دارد که اجرا می‎شود.

در نوروز ویژگی هایی است که این ویژگی ها از نظر اخلاق، معرفت و دین مورد توجه است. به جهت اینکه در وهله اول سپاس یزدان برای نعماتی است که به انسان ارزانی داشته و آغاز فصل زایش است. دیگر به جهت این است که گفته می‎شودکسانی که با هم کدورت داشتند آشتی کنند، فرهنگ آشتی و دوستی را تبلیغ می‎کند.
 
 رفتن کوچکترها به دیدن بزرگترها ، بزرگی را اهمیت می‎دهد و نسلها را به یکدیگر نزدیک می‏کند. مسئله دیگر این است که مردم به عیادت بیماران و درماندگان می‏روند. دیگر اینکه همانطور که طبیعت نو می‎شود مردم کهنگی و ماندگی ها را از افکار و دلها و ذهنشان دور می‏ریزند. از این جهات نوروز ماندگار مانده و کمتر مراسمی به آن می‏رسد.
 
فرهنگ ایرانی بدون نوروز معنا نمی‎دهد. زیرا تمام ویژگی های یک فرهنگ خوب در نوروز مستتر است. کمک به مستمندان، عیادت بیماران، آشتی کردن و فرهنگ دوستی را توسعه دادن، سپاسگذاری به درگاه یزدان با سفره‏ای که می‎چینند.
هرچه که فضایل هستند می ‏مانند و این رذایلند که از بین می‏روند. نوروز هم به دلیل اینکه فضایل بسیاری در آن نهفته هستند ماندگار مانده است.
 

از آنجا که فرهنگ ایرانی فرهنگ ریشه‌دار مهمان نوازی و خیرخواهی و توجه به مسائل اخلاقی است که ثمرات این فضایل را در ایام نوروز مشاهده می‏کنیم. یکی همان گشت و گذار در طبیعت و توجه به آن است و یکی هم نو شدن و تغییر و تحول و علاقمندی به تغییر است. اینها ویژگی های فرهنگ ایرانی است که به خوبی در مراسم و ایام نوروز قابل مشاهده هستند. البته باید از آفات این مراسم مانند کارهای ناپسند شب چهارشنبه سوری و اسراف خانواده‎ها در تمیزی و نظافت خانه‏ ها نیز خودداری شود.
 
اینکه ایرانیان تحول طبیعت یعنی آمدن بهار را بعنوان تفأل نیک یعنی نیکبختی و خوش بینی مطرح کردن نوروز یکی از مشخصه‌های هویت فرهنگی ایران است.
 مهرورزی به عالم و آدم مشخصترین ویژگی نوروز به شمار می‏ آید. این عشق درنهایت به آفریننده کاینات ختم می‎شود زیرا به قول عبدالرحمان جامی عارف و شاعر پرآوازه قرن نهم ستایش از هر زیبایی و مهرورزی به آنها درحقیقت تکریم آفریننده آنهاست.        " جمال اوست هرجا جلوه کرده / زمعشوقان عالم بسته پرده
                                       دلی کو عاشق خوبان دلجوست / بداند یانداند عاشق اوست"
 
رمز ماندگاری نوروز را باید در ذات این آئین جستجو کرد که فرد دیدگاه هایی اندیشمندانه دارد. زیرا سنت نوروز و آئین های وابسته به آن زنگ را از دلها می‌شویند و در آدمیان گرمی و مهربانی پدید می‎آورند، به دیدگان برق مهر و یکرنگی می‎دهند، نور امید بر قلبها می‎تابانند، عداوتها را به دوستی ها بدل می‎کنند. اینها همان است که هر انسان واقعی در طلب آن است. بنابراین اگر خوب دقت کنیم مجموع این عوامل، زندگی‌ساز است یعنی اینکه نوروز خودِ زندگی است. بنابراین تا انسان هست و تا زندگی هست نوروز هم هست.
تلخیص از سایت تابناک