اخلاق در رسانه
در دايره المعارف بين المللي ارتباطات, اخلاق رسانه اي زير مجموعه اي از اخلاق عملي و يا حرفه اي دانسته شده كه از تركيب توصيف و تئوري تشكيل شده است. در اين دايره المعارف آمده است : اخلاق رسانه اي شاخه اي جديد ولي مهم از اخلاق حرفه اي است.... در قضاوت هاي معنوي سطوح تصميم گيرنده در رسانه ها, اخلاق رسانه اي از جايگاه ويژه اي برخوردار است. البته حفظ اهميت اصول و تئوري اخلاقي رسانه اي به طور منطقي دو روي يك سكه اند. كند و كاو در دنياي بزرگتري از اخلاق عملي نشان مي دهد كه اگر تنها هدف, توصيف اخلاق واقعي در ميان دست اندركاران باشد, نتيجه كار بدست آوردن حداقل اخلاقيات است و اگر روي اخلاقيات حاكم شود, دايره اي بسته و دور از واقعيت به وجود مي آيد. (كليفورد جي كريستيانز 1989) بسياري از معيارهاي اخلاقي در علم رسانه در همه جاي دنيا مورد قبول نيستند. در واقع محققاني نظير ديكسون) Dickson 1988) حتي مدعي اند؛ فقدان توافق جهاني درباره هنجارهاي اخلاقي از مشخصه هاي ارتباط جمعي هست و خواهد بود. در نتيجه بسياري از مقررات اخلاقي كه در اين مورد وضع شده اند در بهترين شكل خود, تنها رهنمود هاي هنجاري هستند كه بر هيچ فلسفه اخلاقي مشتركي مبتني نيستند و روزنامه نگاران و ارتباط گران, بسته به موقعيت, به نحوي خاص با آنها روبرو مي شوند. تصويب قوانين گسترده, براي اعمال چنين هنجارهايي
كه دوام و مقبوليت آنها مورد ترديد است, بسيار غير عملي است.(كاسوما،1375) به دليل تنوع ارزش ها و هنجارهاي موجود در فرهنگها و جوامع مختلف, تدوين نظام نامه هاي اصول اخلاق حرفه اي رسانه اي كه شكل جامع و شامل و عام داشته باشد, بسيار مشكل است و در صورت تحقق, چندان مشكل گشا نخواهند بود. در گزارش كميسيون مك برايد درباره حقوق حرفه اي و اصول اخلاقي رسانه اي با بيان تاريخچه اي از تدوين هنجارهاي اخلاق حرفه اي كه نخستين بار در دهه 1920 آغاز شد آمده است : در حال حاضر تعداد شصت كشور در سراسر دنيا نظام نامه هاي كم و بيش گسترده اي را كه اغلب مورد پذيرش اشخاص حرفه اي قرار گرفته است, پذيرفته اند. استانداردهايي را براي رفتار تعيين مي كنند روي هم رفته جنبه اي عام دارند- از جمله آزادي دسترسي به منابع اطلاعات, عنيت و تعهد به خودداري از وارد آوردن افترا- اما اغلب اينها در لفافه ابهام و گاهي اصطلاحاتي نارسا هستند.(شن مك برايد, 1369)دليل اين نارسايي را بايد در تنوعات فرهنگي و در نتيجه تنوع در مباني ارزشي هر فرهنگ و جامعه جستجو كرد. لذا معني و ارزش هاي منسوب به مفاهيمي چون اخبار, حقيقت, عنيت, آزادي و حق دانستن واقعيات, مي تواند با توجه به شرايط خاص يا با توجه به نيازها و اولويت ها يك جامعة مفروض در يك برهة مفروض زماني تغيير كند. (شيخ, 1375) قواعد اخلاقي فردي در مورد هر ملتي تنها با توجه به اولويت هاي ملي, محدوديت هاي زباني, تنوع فرهنگي و يا نوع ساختار سياسي تغيير مي كند. لذا علير غم تلاش هاي سازمان هايي چون يونسكو در دست يابي به قواعد اخلاقي پذيرفته شده رسانه اي كه جنبه عام و فراگير وبين المللي داشته باشد, فرايند ارتباطات جمعي در عمل تابع ديدگاه خاص هر روزنامه نگار است. (شيخ, 1375) بنابراين در زمينه اخلاق رسانه ها, ديدگاه ها و نظرات متفاوت و متنوعي بسته به تفاوت و تنوع معتقدات فرهنگي و فلسفي نظريه پردازان مختلف, عنوان شده است. برخي از اين ديدگاه ها عبارتند از : موقعيت گراييSituationiysm)) و يا اباحي گريAntinomianism)) كه معتقد است مهم آن چيزي است كه رسانه يا ارتباط گر ميل دارد در يك لحظه خاص انجام دهد؛ ماكياول گرايي كه رفتار غير اخلاقي را در مورد خاص به شرط آن كه به ندرت و مخفيانه صورت گيرد مجاز مي داند؛ غايت گرايي (Teleologism) كه پيامد ها را تنها عوامل تعيين كننده دراخلاقي بودن عمل ارتباط گر مي داند و به حاصل عمل بي توجه است؛ لذت گرايي( Hedonism) كه معتقد است يك عمل صحيح رسانه اي عملي است كه در خدمت منافع افراد بيشتري باشد؛ خود گرايي (Egoism) كه معتقد است يك عمل صحيح رسانه اي عملي است كه براي خود ارتباط گر لذت بخش و مطلوب باشد و گروه هاي ديگر كه به نظر آنها, با وضع قوانين فراگير در مورد اخلاقيات رسانه اي, رويكرد خبرنگاران به اخلاق رسانه اي, يك رويكرد واحد و از نظر قانوني ممكن خواهد بود. (كاسوما, 1994) اما ديدگاه اسلام به اخلاق
رسانه اي كه در اصول, ارزشها, فلسفه و ماهيت اين دين الهي ريشه دارد, ديدگاهي عام و فراگير و جهان شمول شمرده مي شود كه اگر چه منتسب به فرهنگي خاص به نام فرهنگ اسلامي است اما به دليل فطري بودن اين دين, در برگيرنده تمامي اصول و فروع اخلاقي است كه در زمينه رسانه ها مطرح شده است.
تقدیم به همه آنانی که در راه اعتلای اخلاق این دغدغه همیشگی همه رسولان الهی قدم بر می دارند فراموش نکنیم که امروزه بیش از هر زمانی به اخلاق به عنوان یک نیاز فطری و ضرورت اجتماعی نیازمندیم. اقوام روزگار به اخلاق زنده اند قومی که بود فاقد اخلاق مردنی است.