بعد خلقی ومادی آدمی بی اراده وخواست او پدید آمده است ولی بعد خلقی و معنوی او با خواست واراده خودش شکل گرفته و هویت انسانیش شکل گرفته معنویت بخش اصلی وجود انسان است و از این روست که مولوی میگوید :

ای برادر تو همه اندیشه ای  /  مابقی خود استخوان و ریشه ای

گر گل است اندیشه تو گلشنی / ور شوی خاری تو هیمه گلخنی

گر گلابی بر سر جیبت زنند  / ور شوی بولی برونت افکنند

ولی واقیعت این است که این بعد در بسیاری از سازمانها نادیده گرفته شده است و زمان آن رسیده است که توجه به ان در کانون قرار گیرد و انرا در زندانی که در آن اسیر کرده ایم آزاد کنیم .

معنویت با درجه بالایی از آگاهی فرد را تمایل به برقراری ارتباط با مفهومی ماورایی تعریف میشود  . محتوای گفتمان معنویت در برگیرنده این باور است که افراد معنوی ، دارای انگیزه های متعالی ، ارایه دهنده الگوهای رفتاری عالی و اخلاق کاری بالاتری هستند و در نتیجه ، منافع زیاد و چشمگیری برای یک سازمان فراهم می آورند . (( میتروف )) و (( دنتون )) معنویت را به عنوان گرایش حقیقی واساسی برای پیدا کردن معنای واقعی و هدف نهایی زندگی فرد تعریف می کنند .

(( تیسدل )) مدعی است که معنویت بخشی مهم از تجربیات انسان است واساسی برای درک این موضوع است که فرد چگونه دانشی هدفمند ومعنادار می سازد .

(( آبرهام مازلو )) ویژگی انسانهای کمال یافته وسلامت شخصیت انسانها را برخورداری آنها از (( تجربیات اوج )) یا (( تجربیات معنوی )) میداند .

پاره ای از ویزگیهای معنویت در محیط کار به این شرح اند :

1-    تبیین خود به عنوان فردی دارای ارزشهای ذاتی برتر از وظیفه

2-    شناخت ابعاد معنوی ، متعالی و مقدس حقیقت

3-    داشتن رفتار خدمتدکارانه در جهت کار و رهبری

4-    متبلور کردن ارزشهای معنوی مانند راستی ، صداقت ، عشق ، مهربانی و احترام

5-    تاکید بر مسئولیت در قبال اجتماع ، جامعه ومحیط .

      معنویت د رکار در برگیرنده احساسات عمیق و زرفی از شادمانی بر پایه این باور است که کار فرد ، موجب تعالی خود ودیگران میشود . حسی از ارتباط با دیگران و برقراری اهدافی مشترک و ارتباط با چیزی فراتر از خود

 

معنویت واخلاقیات   :

 

به عقیده (( جین )) و (( سالو پک )) اصل اساسی معنویت که باید زمینه همه تصمیمات اخلاقی شود ، این است که اشخاص باید همان طوری که با دیگران رفتار کنند که دوست دارند با خودشان رفتار شود . اگر مردم با خود و دیگران همان طور که اصول اخلاقی بیان میکند با احترام رفتار کنند ، معنای که در زندگی ودر خلال کنش ها و واکنش هایشان خواهند یافت ، بسیار مثبت و ارزشمند  خواهد بود . بنا براین معنویت ، رفتار اخلاقی را ایجاب کرده و همبستگی اجتماعی را تشویق می کند . ماهیت قدرت معنویت به گونه ای است که به طو روز افزون به داخل سازمانها گسترش پیدا می کند تا دگرگونی وتغییر اخلاقی را در آنها ایجاد کند .

معنویت می تواند اساس عملکرد اخلاقی در هر کسب وکاری باشد جایی که معنویت غایب باشد ، احساس همبستگی با دیگران درک نمی شود . احترام به ارزشهای معنوی و بهره گیری از آنها در کار ، می تواند باعث برانگیختن رفتارهای اخلاقی افراد در محیط کار شود وفهمی عمیق از بسیاری از مسائل اخلاقی که دنیای امروز دنیای کسب وکار با آنها مواجه است ، فراهم آورد.