معنای لغوی واصطلاحی اخلاق :

معنای لغوی :

اخلاق جمع مکسر[ خلق] و[ خلق] است خلق به معنای سرشت وسجیه و مجموعه صافت زشت و زیبای ظاهری و باطنی.

معنای اصطلاحی :

اگر چه در تعریف اصطلاحی اخلاق , عبارات علماء مختلف بوده و هر کدام را عبارتی خاص می باشد,اما بااندک تاملی در می یابیم در واقع همه , حقیقت واحدی از مفهوم اخلاق در سینه داشته اند, لکن بهنگامی که خواسته انداین حقیقت رااظهار کنند و آن را به الفاظ ترسیم نمایند, اختلافاتی لفظی پیش آمده است .

ازاین رو, ما دراینجا برخی از آنچه را که بزرگان علماءاخلاق در تعریف آن بیان داشته اند می آوریم تا مفهوم و حقیقت واحدی که همه تعاریف بدان اشارت دارد عیان گردد:

.1ابن مسکویه (ره ) که از قدماء علماءاخلاق است چنین می فرماید: مجموعه صفات نفسانی پایدار که بدون تامل از انسان صادر می شود

.2 خواجه نصیرالدین طوسی (ره ) می نویسد: خلق ملکه ای بود نفس را, مقتضی سهولت صدور فعلی ازاو, بی احتیاج به فکر و رویتی , و در حکمت نظری روشن شده است که از کیفیات آنچه سریع الزوال بود, آن را حال خوانند و آنچه بطی الزوال بود آن را ملکه گویند. پس ملکه کیفیتی بود از کیفیات نفسانی واین ماهیت خلق است .

بنابراین از آنچه تاکنون در تعریف اخلاق گفته شد می توان چنین نتیجه گرفت که دراصطلاح علماءاخلاق: مجموع آن حالات ثابته و صفات راسخه نفسانی که نفس را بدون نیاز به فکر و سنجش و بدون تامل و رنج به انجام اعمال و رفتار وامیدارداخلاق نامیده می شود.

بنابراین خلق های نفسانی بر دو گونه است :

1- خلق حسن : واین عبارت است از هیئت نفسانیی که شخص را براعمال و رفتاری وادار سازد که عقل پسندیده و شرع آن را نکو شمارد. در اینجااین نکته را بیفزائیم , که کمال حسن در هر خلقی آن هنگام خواهد بود که هماهنگ با سایر خلقهای نیک دیگر باشد. لذا هر چه دامنه خلقهای حسن در وجود شخص گسترش یابد, بهمان اندازه کمال و نیکوئی هر خلق افزون خواهد گردید.

توضیح این مطلب آنچه مرحوم ملاصالح مازندرانی و غزالی بیان داشته اند ذکر می کنیم :

ب : حسن خلق , عبارت از صورت باطن است , چنانکه حسن خلق عبارت از صورت ظاهراست و چنانکه صورت ظاهر نیکو نباشد بدانکه چنانکه چشم نیکو بوده و بس , یا دهان نیکو بوده و بس , یا بینی نیکو بوده و بس , تا آنگاه که بینی و چشم و دهان جمله نیکو نبود واندر خور یکدیگر نبود, همچنین صورت باطن نیکو نبود, تا آنگه که چهار قوت اندر وی نیکو نبود:

قوت علم(حکمت) , و قوت خشم (شجاعت), و قوت شهوت(عفت) , و قوت عدل (عدالت)

2- خلق سیی ء:اگر هیئت نفسانی بگونه ای بود که شخص را براعمال ناشایست وا دارد, خلق سیی ء نامیده خواهد شد. 23

بدنبال روشن شدن حقیقت مفهوم اخلاق , به اهمیت وارزش آن در قرآن و سپس دراخبار واحادیث وارده ازائمه علیهم السلام می پردازیم .

قرآن واهمیت اخلاق

با توجه به اینکه قرآن کتاب انسانسازی است واساسا نزول آن برای ساختن انسان و جامعه انسانی می باشد می توان ربط واتحاد معنوی کل قرآن را براین محور یافت  لذا هر یک از آیات قرآن هدفی را دنبال می کند, که در نهایت نتیجه انسان سازی واخلاقی را در پی دارد و لذا با تاملی در قصص قرآن ,اوامر و نواهی , و تمثیلهای این کتاب الهی در می یابیم هدف رشد و هدایت انسان است . واگر تکریم و تمجیدانبیاء عظام را ملاحظه کنیم , باز ملاک ثناء مکارم اخلاقی است . بهرحال نحوه برخورد قرآن باانسان نحوه ای است که ترقی , رشد, تزکیه و تربیت انسان را دنبال می کند هدف علم اخلاق هم همینهااست . لذا آیه ئی را نمی یابیم که مستقیم یا غیرمستقیم یک نتیجه اخلاقی وانسان سازی را دنبال نکند و کرارا در قرآن به مفاهیمی بر می خوریم که نشانگر توجه واهمیت موضوع اخلاق در آن کتاب الهی است , مانند: تقوی , فلاح , کرامت ,اخوه , عزه امانه , تکبر, سخریه , غیبت و ... واکنون به بعضی از موارداخلاقی که قرآن بدان توجه حدی نموده است اشاره می کنیم :

1 خلق حسن ملاک ثناء پیامبران :

[ وانک لعلی خلق عظیم]

خداوند متعال در مقام ثنای پیامبری که خاتم کمالات و فضائل و معجزات انبیاء سلف خویش است ,او را بر خلق عظیمش می ستاید که اگر امری عظیم ترازاین می بود, آن را ملاک ثنای حبیبش قرار می داد.

2 تزکیه ,ازاهداف بعثت :

[لقد من الله علی المومنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلو علیهم آیاته ویزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین

این آیه شریفه , هدف از بعثت را یادآوری آیات الهی برای تبیین اصل توحید بیان می کند و به دنبال آن به یکی دیگرازاهداف بعثت که تزکیه نفس و ساختن انسان باشد,اشاره می نماید و در پی آن تعلیم کتاب و حکمت را می آورد, که قرار گرفتن تزکیه دراین آیه نشان بارز و آشکار توجه قرآن به رشد و تعالی انسان است .

3 رمز موفقیت رسول اکرم - صلی الله علیه و آله :

بااینکه پیامبر - صلی الله علیه و آله - در راه ایفای رسالت خویش و گسترش شعار توحیداز هیچ تلاش و کوششی دریغ نورزیده و با تحمل سختی ها به هر نحو ممکن , مردم را به سوی تعالیم حیاتبخش اسلام دعوت نموده است اماازاین آیه استفاده می شود که رمز موفقیت وی دراین راه همان خلق و رویه نیکوی آن حضرت بوده است .

4 فلاح و رستگاری در پرتو تزکیه :

[ ونفس وما سویها فالهمها فجورها و تقویها, قد افلح من زکیها و قد خاب من دسها].

با توجه به این آیات می بینیم خداوند متعال بعداز هشت قسم بسیار مهم ,این مسئله را یادآور می شود که قدافلح من زکیها.اگر مسئله تزکیه و ساختن انسان ,اینهمه مورد توجه قرآن نبود, جائی برای قسمها] وجود نداشت وازاینجاست که رمز[ ولقد کرمنا بنی آدم] را در می یابیم , و به حقیقت[ لقد خلقناالانسان فی احسن تقویم] می رسیم , که کرامت انسان واحسن تقویم بودن او و همه ارزشهای او در رابطه با تزکیه واخلاق اوست[ .

5 مدار سعادت در روز جزاء:

برای قلب ظاهری است که مراد همان گوشت صنوبری است که در پهلوی چپ انسان واقع شده است و نیز باطنی است که مرکزانوار والهامات الهی است وانسانیت انسان بدان بوده و صلاح و فساد مربوط به اواست که گاهی ازاو تعبیر به نفس ناطقه می شود:[و نفس وماسویها فالهمها فجورها و تعقویها] و گاهی تعبیر به روح:[ ونفخت فیه من روحی] می شود. واواست که مرکز و مقرایمان است[اولئک کتب فی قلوبهم الایمان] .

همانگونه که سلامتی قلب صنوبری شرط حتمی صحت سائراعضاءاست همینسان صدورافعال نیک و تصمیمات عالی بدون قلب پاک و عاری از گرایشهای غیر خدائی ممکن نیست .

 [مردی از پیش روی , نزد پیامبر آمد و عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت فرمودند: خوی نیکوست , سپس از طرف راست آمده عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت فرودند: خوی نیکوست , دگر باراز طرف چپ آمده , عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت فرمودند: خوی نیکوست , برای چهارمین باراز پشت سر آمده عرض کرد: دین چیست ؟ حضرت سوی او روی نمودند و فرمودند: آیا نفهمیدی دین چیست ؟ دین این است که تند خوئی ننمائی] .

معرفی حسن خلق با عناوینی چون[ خلق الله الاعظم] ,[ راس کل بر],[ احسن الحسن] و صدها عنوان دیگر بااین محتوی در روایات معصومین ما - علیهم السلام , نه تنها بیانگرارزش حسن خلق بوده , بلکه گویای این حقیقت است که حسن خلق محور همه ارزشهااست .

تامل دراین حقیقت گشاینده این رازاست که در یابیم چرا پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - که توصیفش در زبان وحی چنین آمده : [ انک لعلی خلق عظیم] و نیزائمه - علیهم السلام - که در صفات برازنده انسانی والهی تام اند,اینگونه دست نیاز به سوی معبود بلند کرده حسن خلق و مکارم اخلاق طلب می نمایند:

حضرت رسول (ص) می فرمایند: پروردگارا همچنان که خلقتم را نیک گرداندی خلق و خویم را نیز نیک دار.

پروردگار به نیکوترین اخلاق هدایتم فرما زیرا جز تو هدایت گری باخلاق نیک نیست , و مراازاخلاق سوء بازدار, زیرا بازدارنده ای از آن , جز تو نیست.

از دعاهای امام سجاد علیه السلام : پروردگارا بر محمد و آلش درود فرست ... و مرا عالی ترین اخلاق کرامت فرما.

برای درک منزلت مسائل اخلاقی , چه بیانی ازاین گویاتر که می بینیم معصومین - علیهم السلام - جهت موهبت یافتن به معالی و محاسن اخلاق , دست به دعا برداشته و آنرااز پیشگاه کمال مطلق درخواست می کنند.

این فراز آموزنده این درس است که ما نیز در وجود خویش نسبت به مکارم اخلاقی احساس نیاز کنیم و آن را کوچک نشماریم .

و نیزاز تامل در روایاتی دیگر دراین باب در می یابیم , موفقیت در کسب اخلاق نیک , توفیق و موهبتی الهی است و دریافت آن اختصاص به مومنانی دارد که در طاعت و بندگی خداوند, و جلب رضای او کوشیده و خویش را برای رساندن به کمالات اخلاقی آماده ساخته اند, دراین صورت است که تحت لوای مواهب والطاف رحیمیه خداوند قرار گرفته واز مکارم و محاسن اخلاقی بهره مند می گردند. که بذکر دو روایت از آن بسنده می کنیم:

 [ پیامبر - صلی الله علیه و آله - فرمودند:اخلاق عطایای الهی است زمانیکه بنده ای را دوست بدارد خلق نیکو عطایش فرمودند:اخلاق عطایای الهی است زمانیکه بنده ای را دوست بدارد خلق نیکو عطایش فرماید, و آنگه که او را دشمن دارد خلق ناپسند باو دهد].

امام صادق - علیه السلام - فرمودند:[خلق نیکو در دنیا زیبائی و در آخرت گشایش است و موجب کمال در دین و نزدیکی به پرودگاراست . و حسن خلق تجلی نیابد مگر در وجود دوستان و برگزیدگان خداوند, زیرا که خداوند متال خودداری می کندازافاضه الطافش بویژه خلق نیکو, مگر برای آنانکه محل تجلی نوراعلی و جمال پاک الهی باشند زیرااین ویژگیی است که کسانی بان امتیاز می یابند که شناساترند به پروردگار خود, و آنچه در حقیقت خلق نیکواست جز خداوند متعال کس نداند].

ترغیب به حسن خلق :

کثرت روایات در باب حسن خلق با تعبیرهای مشابه , ما رامتوجه این امر می سازد که گویا معصومین - علیه السلام – بدان جهت که زندگی انسانی والهی مومن را در سایه محاسن اخلاق دانسته اند, و رشد و کمال و نیز رستگاری را در گرو آن می دیده اند. بدین رو, کوشیده اند با سخنان گوناگون , نقاب از چهره ارزشهای اخلاقی گشوده , تا رسالت خویش را در جهت ارشادو هدایت امت , برای درک مسائل و موضوعات ارزنده و سرنوشت سازاسلامی بانجام رسانده باشند. گواه مطلب اینکه , می بینیم آنان گاهی آن را به[ خلق الله الاعظم] و ... تعبیر نموده اند, و گاهی آنرا عطیه و موهبت الهی دانسته اند, و گاه با صریحترین بیان و گویاترین سخن , پیروان خویش را بدان ترغیب نموده اند, که ذیلا به ذکر فرازهائی از آن سخنان می پردازیم :

حضرت رسول(ص) می فرمایند:آگاه باشید که شبیه ترین شما به من , نیکوترین شماست در خلق و خوی.

به اخلاق الهی آراسته گردید, زیرا که با تقوی و خوی نیکو, بیشتر مردم وارد بهشت می شوند.

 نیک خوی را پاداشی چون پاداش روزه دار شب زنده داراست.

 خداوند بر نیک خوئی بنده , پاداشی را عطا می کند که به مجاهد در راه خودش در هر صبح و شب می بخشد اشاره به مجاهدی که همیشه در جهاد است

اگراز عمرت تنها دو روز باقی است , یک روزش را برای ادب خویش (کسب سجایای اخلاقی )اختصاص ده , تا برای روز مرگ از آن روز کمک بگیری .

از آنجا که معصومین - علیهم السلام - هرگز سخنی به اغراق نگفته اند, و در سخن هدفی جز بیان نداشتند,ازاینرو,اگر می بینیم اینگونه ما را بسوی اخلاق نیکو سوق می دهند, نه این است که تنها مقصود, بر انگیختن عاطفه واحساس باشد, بلکه با توجه به ارزشی است که اخلاق در پیکره دین دارد, واین حقیقت تا آنجااهمیت دارد, و زندگی بشری و حیات و تکامل او نقش دارد که پیامبر[ ص] انگیزه بعثت خود را آن می داند واین سخن تبیینی است دراهمیت اخلاق :

آثار حسن خلق :

ارزش واهمیت اخلاق و محاسن اخلاقی , که تاکنون درباره آن سخن گفته شد, گر چه خود بدون توجه به فوائد و آثارارزشمند آن , نقشی اساسی در تکامل ابعاد نهانی انسان داشته واو را در رشد حیات بشری کمک رسانده است .اما بدون شک .این محاسن اخلاقی , خود آثار فردی واجتماعی و سیاسی بطور منفرد داشته است که می توان از آن تعبیر به[ سعادت زیستی] انسان نمود.ازاینرو,این بخش را ماافزون بر مباحث گذشته و پی آمداخلاق حسنه , بحث خواهیم کرد و چون روایات این بخش فراوان می باشد ما بذکر نمونه ای چنداز هر یک باب , با جمع بندی های لازم ارائه خواهیم داد.امیداست ,این بخش نیز تاکیدی براهمیت اخلاق و ضرورت فراگیری آن در زندگی ما قرار گرفته باشد:

1 آثار و فوائد دنیائی :

بااولین توجه به قسمتی از روایات اخلاقی در می یابیم , که اخلاق نیک آثار بسیاری در همه شئون انسان دارد, که آنها را می توان در دو بخش خلاصه نمود:

الف آثار فردی :

3عامل عزت و ذلت :

 [چه بساانسانهای مورد توجهی که اخلاق بد, آنها را خوار نموده , و انسانهای سرافکنده ای که بااخلاق نیک عزت یافته اند].

طول عمر:

 [نیکوکاری و نیک خوئی خانه ها را آباد و عمرها را زیاد می کند].

ازدیاد روزی :

ب آثاراجتماعی :

آسایش بخش زندگی :

زندگی ای گواراتراز نیک خوئی , نیست .

نفوذ در مردم :

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله[شما بااموالتان نمی توانید بین مردم نفوذ کرده , بلکه نفوذ شما با گشاده روئی و نیک خوئی است] .

همبستگی والفت :

قال علی - علیه السلام:[آنکس که نیک خوی باشد, دوستانش بسیار شده وانسانها به او خو گیرند].

2 آثار و فوائداخروی :

دیگراز آثاراخلاق نیکواینست که مرگ را برانسان شیرین می کند و حیات پس از مرگ را با سعادت و رستگاری همراه می سازد, ما بچند روایت اشاره می کنیم :

زدودن لغزشها:

عن ابیعبدالله - علیه السلام - قال:[ خوی نیکو خطا را ذوب می کند آنچنان که خورشید یخ را].

علو درجه :

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ بنده بوسیله خلق نیکویش به بالاترین منزلت ها و عظیم ترین درجات آخرت می رسد, گر چه در عبادت سست و ناتوان است . و با خوی بدش بقعر جهنم می افتد, گر چه بسیار عبادت کرده است .

بار یافتن در جوار قدس اله :

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله[خداوند به ابراهیم وحی کرد:ای خلیل خویت را نیکودار, حتی با کفار تااز نیکان گردی , چه اینکه کلمه ( اراده ) من براین قرار گرفته , آنکس که نیک گرداند خویش را, سایه افکنم او را در عرشم , و اسکان دهم در بهشتم , و نزدیک گردانم در جوارم] .

2 سوءخلق :

آنگاه که انسان به طواف برگردیت درونی ( هوا و هوسها) سرگرم گردد و در نتیجه ,از تعالیم ارز آفرین اسلام غافل مانده واز مسیر کمال اخلاقی وانسانی دورافتد, ضد ارزشها و سیئات اخلاقی بر وی هجوم آورده واو رااز هر طرف احاطه خواهد نمود. دراین هنگام , چنانچه شخص از مستی این سرگرمی بهوش نیاید و خویش را در تابش پرتو فروغ فرهنگ اسلام و برنامه نجات بخش معصومین - علیهم السلام - قرار ندهد, رفته رفته قلبش به تسخیر صفات ضدانسانی در آمده و در نهایت مظاهر وجودی اش , جلوه گاه راذائل اخلاقی و صفات ناپسند شیطانی خواهد گردید.این حقیقتی است که در تک تک رذائل جاری است , چه اینکه گاه ممکن است , شخص از سوی یک رذیله اخلاقی مود هجوم قرار گیرد و گاه از سوی دو, و یا بیشتر و بیشتر...

و براین اساس که یکی از شیوه های موثر در بیان تفهیم معانی ,این است که در کنار بیان یک موضوع , نقطه مقابل آن نیز معرفی گردد (چنانکه گفته شده است : تعرف الاشیاء باضدادها) ما نیز دراینجا بمعرفی سوء خلق پرداخته , بدان امید که این شیوه در بهتر آشکار گردیدن حقیقت و گوهره حسن خلق موثرافتد.

´الف : نکوهش سوا خلق :

همانگونه که هرانسانی به مقتضای طبیعت خود محاسن اخلاقی را - هر چند فاقد باشد - نیک دانسته و بدانها علاقمند می باشد, همینسان ذاتاز از خلق و خوهای ناپسند - هر چند متصف به آن باشد - تنفر داشته و آن را بد می شمارد.این یک امر وجدانی و برای همه قابل درک است .اما در میان آنچه مهم می باشد,این است که انسان درصحنه زندگی با روی آوردن به هوا و هوسهای شیطانی , پا روی طینت پاک خود نگذاشته و آن را در لابلای غبار تمایلات و تعلقات مستور ندارد.

ازاین روی ,اگر در تعالیم تربیتی اسلام اینهمه به محاسن اخلاقی ارجن نهاده شده واز طرف دیگر می بینیم , شدیدترین نکوهش ها و مذمت ها از سوء خلاق به عمل آمده است بدین خاطراست که علاوه بر آثار نیک و بدی که بر هر یک مترنب است (که بتنهائی می تواند منشا آن ارج واین نکوهش گردد) مطابق با مقتضای سرشت انسانی انسان نیز می باشد.

با دریافت این حقیقت در می یابیم که چون کمال طلبی درانسان پویش و جویش درونی است لذا توجه بامور فطری و تلاش در جهت شکوفائی آنها در پرتو دستورات و فرامین شرع , نقش اساسی در خودسازی و کمال یابی دارد.

اینک احادیثی چند در نکوهش سوء خلق متذکر می شویم :

1 قال امیرالمومنین - علیه السلام : سوء خلق ناپسندترین همراه است.

2 قال رسول الله - صلی الله علیه و آله:[ نیک خوئی از خوشبختی انسان و بدخوئی از نگون بختی اوست] .

3 قال علی - علیه السلام:[ هر کس بدخوی باشد, مرگ او مردم را شادگرداند].

4 قال صلی الله علیه و آله: جبرئیل امین از جانب پروردگار بر من فرود آمد و فرمود:ای محمد بر تو باداخلاق پسندیده , چرا که خلق زشت محو کننده نیکیهای دنیا و آخرت است] .

5 قال علی - علیه السلام:[  از بدترین هر خلقی دوری نمای , و نفست را برای پیکا با آن مجهز ساز, چه اینکه زشتی خیره سری است] .

ب پیامدهای سوء خلق :

از آنجا که سرنوشت اخروی انسان در گرواعمال و رفتاری است که در طول حیات خویش انجام می دهد, و نیزاز طرف دیگر دانستیم اعمال و رفتار نیک و بداو برخاسته و منبعث از صفات و خلقیا روحی و درونی می باشد. بدینسان نتیجه می گیریم که روحیات واخلاق ویژه هر فرد, هم در زندگی این جهانی او تاثیر داشته و هم در حیات پس از مرگش , بنابراین اگر می بینیم در روایات برای هر یک از حسن خلق و سوء خلق آثاری - اعم از دنیوی واخروی - بیان گردیده است ,امری مبهم نبوده و با دقت در زندگی و سرنوشت انسانهای نا متخلق - که چگونه عرصه زندگی بر آنها تنگ گشته و در نهایت کارشان به چه فلاکت و هلاکتی منجر شده است و در مقابل ,انسانهای متخلق از چه موفقیتها و گشایشهائی بهره مندند - حقیقت این امر محسوس می گردد. بدین روی , همانگونه که برای محاسن اخلاقی آثاری بیان نمودیم برای روشن گردیدن حقیقت مذکور, نیز به برخی از آثار سوء خلق اشاره می کنیم :

1 آثار و پیامدهای دنیوی :

زندگی محنت بار و ناخوش آیند:

عن امیرالمومنین - علیه السلام:[ بد خلقی , تلخی و ناگواری زندگی , و نیز شکنجه و آزار نفس است] .

اضطراب و تنهائی :

عن امیرالمومنین - علیه السلام:بدخلقی , نفس را بوحشت انداخته و همدمی رااز بین می برد].

قال علی - علیه السلام: آن کس که بد خوی باشد, دوست و همراهی نخواهد یافت] .

غم واندوه: از حضرت امیر(ع) درباره کسانی سئوال شده که همیشه غمزده اند, حضرت فرمودند: بدخوی ترین ایشان است] .

2 پیامدها و عواقب معنوی :

تباه کننده ایمان و عمل :

[عن ابی عبدالله - علیه السلام : بدخلقی ایمان را تباه می کند آنچنانکه سر ه عسل را].

[عن ابیعبدالله - علیه السلام - : بدخلقی , عمل را تباه می کند آنچنانکه سرکه عسل را].

 [به پیامبر عرض شد: شخصی روز را روزه دار, و شب را بعبادت می گذراند,اما بدخوی بوده و با زبانش همسایه ها را می آزارد. حضرت فرمودند: هیچ خیری دراو نیست ,اوازاهل دوزخ است] .

ناموفقیت در توبه :

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله :خداوند شخص بدخوی رااز تو به محروم می گرداند, عرض شد: چرا؟ حضرت فرمودند: زیرا بدخوی هر گاه از گناهی توبه کند, گرفتار گناهی بزرگتراز آن می شود].

دوری از پروردگار:

 [ از وصایای پیامبر - صلی الله علیه و آله - به ابی ذر:ای اباذربنده تا آن هنگام که بدخوی باشد, دوری اواز خداوند همواره زیاد می گردد].

3 آثار و پیامدهای اخروی :

هلاکت در قعر جهنم :

[قال رسول الله - صلی الله علیه و آله : بنده بسبب اخلاق نکوهیده اش بقعر جهنم افکنده می شود].

فشار قبر

آنچه دراین نوشتار گفته شدد, بررسی ای بوداجمالی در شناخت و درک اهمیت اخلاق در روایات معتبر معصومین - علیهم السلام امید آنکه با توجه بدین اعتقاد این سخنان انسان ساز, باب پند و هدایت , فلاح و رستگاری را بر ما بگشاید.

 

والسلام